bosoms

[US]/ˈbɒzəmz/
[UK]/ˈbɑːzəm z/
Frequency: Very High

Translation

n. سینه‌های یک زن یا حیوان ماده، به‌ویژه زمانی که برجسته باشند.; احساسات یا افکار یک شخص، معمولاً آن‌هایی که به‌عنوان عمیق و صادقانه در نظر گرفته می‌شوند.; بخشی از لباس زن که سینه را می‌پوشاند.; احساس عشق و حمایت برای کسی که به شما نزدیک است.

Phrases & Collocations

ample bosoms

سینه‌های فراخ

her bosom friend

دوست صمیمی او

bosoms heaving

سینه‌هایی که در حال بالا و پایین آمدن هستند

Example Sentences

she held the baby close to her bosoms.

او نوزاد را نزدیک سینه‌هایش گرفت.

her bosoms were covered by a delicate lace.

سینه‌های او با نوارهای توری ظریف پوشیده شده بودند.

he whispered sweet nothings into her bosoms.

او حرف‌های عاشقانه و بی‌معنا را در گوش سینه‌های او زمزمه کرد.

the dress accentuated her bosoms beautifully.

لباس سینه‌های او را به زیبایی برجسته می‌کرد.

she wore a necklace that rested on her bosoms.

او یک گردنبند پوشیده بود که روی سینه‌هایش قرار داشت.

he placed his hand gently on her bosoms.

او دستش را به آرامی روی سینه‌های او گذاشت.

her bosoms heaved as she laughed heartily.

سینه‌های او با خنده‌های بلندش به حرکت درآمدند.

the painting depicted a woman with lush bosoms.

در نقاشی زنی با سینه‌های پر و زیبا به تصویر کشیده شده بود.

she felt a warmth in her bosoms when he smiled.

وقتی او لبخند زد، او در سینه‌هایش احساس گرما کرد.

her bosoms were a symbol of beauty in the art.

سینه‌های او نمادی از زیبایی در هنر بودند.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now