tolerating

[ایالات متحده]/ˈtɒləreɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtɑːləreɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اجازه دادن به چیزی برای اتفاق افتادن یا وجود داشتن; پذیرش یا تحمل چیزی ناخوشایند; شناسایی یا اعتبار بخشیدن به نظرات یا رفتارهای متفاوت

عبارات و ترکیب‌ها

tolerating others

تحمل دیگران

tolerating differences

تحمل تفاوت‌ها

tolerating behavior

تحمل رفتار

tolerating pain

تحمل درد

tolerating noise

تحمل سر و صدا

tolerating mistakes

تحمل اشتباهات

tolerating stress

تحمل استرس

tolerating criticism

تحمل انتقاد

tolerating discomfort

تحمل ناراحتی

tolerating failure

تحمل شکست

جملات نمونه

she is tolerating the noise from the construction.

او سر و صدای ناشی از ساخت و ساز را تحمل می کند.

he is not good at tolerating criticism.

او در تحمل انتقاد خوب نیست.

tolerating different opinions is important in a discussion.

تحمل دیدگاه های مختلف در بحث مهم است.

they are tolerating the delays in the project.

آنها تاخیر در پروژه را تحمل می کنند.

she has a hard time tolerating spicy food.

او در تحمل غذای تند مشکل دارد.

tolerating stress is essential for mental health.

تحمل استرس برای سلامت روان ضروری است.

he is tolerating the heat during the summer.

او گرمای تابستان را تحمل می کند.

tolerating mistakes is part of learning.

تحمل اشتباهات بخشی از یادگیری است.

she is tolerating her neighbor's loud music.

او موسیقی بلند همسایه اش را تحمل می کند.

they are tolerating the changes in the schedule.

آنها تغییرات در برنامه را تحمل می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید