tomfooleries

[ایالات متحده]/tɒmˈfuːləri/
[بریتانیا]/tɑːmˈfuːləri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رفتار یا اقدام احمقانه؛ چیزهای بی‌اهمیت یا احمقانه

عبارات و ترکیب‌ها

pure tomfoolery

مضحکه محض

tomfoolery antics

رفتارهای احمقانه

childish tomfoolery

مضحکه کودکانه

tomfoolery games

بازی‌های مضحک

tomfoolery behavior

رفتار مضحک

innocent tomfoolery

مضحکه بی‌ضرر

silly tomfoolery

مضحکه احمقانه

tomfoolery moments

لحظات مضحک

tomfoolery tricks

ترفندهای مضحک

harmless tomfoolery

مضحکه بی‌خطر

جملات نمونه

the children engaged in some harmless tomfoolery during recess.

کودکان در زمان استراحت در برخی از شوخی‌های بی‌خطر درگیر بودند.

his constant tomfoolery made it hard to take him seriously.

شوخی‌های بی‌وقفه او باعث می‌شد او را جدی نگرفت.

we enjoyed a night of tomfoolery at the comedy club.

ما یک شب سرگرم‌کننده با شوخی و خنده در کلاب کمدی داشتیم.

tom's tomfoolery often gets him into trouble.

شوخی‌های تام اغلب او را در دردسر می‌اندازد.

there was a lot of tomfoolery at the party last night.

دیشب در مهمانی شوخی‌های زیادی وجود داشت.

she couldn't believe the level of tomfoolery in the meeting.

او نمی‌توانست باور کند که سطح شوخی و خنده در جلسه چقدر زیاد است.

his tomfoolery lightened the mood during the stressful day.

شوخی‌های او فضای مهمانی را در طول روز پر استرس روشن کرد.

they were up to their usual tomfoolery at the picnic.

آنها در پیک‌نیک به شوخی‌های معمول خود مشغول بودند.

the prank was just a bit of harmless tomfoolery.

این شوخی فقط یک شوخی بی‌خطر بود.

his tomfoolery often entertains the whole family.

شوخی‌های او اغلب کل خانواده را سرگرم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید