tongued

[ایالات متحده]/tʌŋd/
[بریتانیا]/'ʃɑrp'tʌŋd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای زبان; صحبت کردن
v. استفاده از زبان; نواختن سازهای بادی

عبارات و ترکیب‌ها

silver-tongued

زبان‌آویز

fork-tongued

زبان‌دروغگو

honey-tongued

زبان‌خوشگویان

جملات نمونه

With close-tongued treason and the ravisher!

با خیانت پنهان و اغواگر!

a smooth-tongued hypocrite. See also Synonyms at talkative

یک ریاکار خوش‌سخن. همچنین به مترادف‌ها در talkative مراجعه کنید

a smooth-tongued critic who doesn't pull his punches.

منتقدی با زبان هموار که از بیان حقیقت خود دریغ نمی‌کند.

the other horse tongued every part of the colt's mane.

اسب دیگر تمام قسمت‌های یال اسب کوچک را لمس کرد.

a cantankerous and venomous-tongued old lady

یک خانم پیر بداخلاق و با زبان زهرآگین

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید