too much
زیاد
me too
من هم
too bad
متاسف کننده
too late
خیلی دیر
too expensive
خیلی گران
all too
همه خیلی
much too
خیلی زیاد
too much for
خیلی زیاد برای
only too
خیلی زیاد
all too often
خیلی زیاد
none too
هیچ کدام خیلی
not too well
خیلی خوب نیست
all too soon
خیلی زودتر از آنچه فکر میکردیم
before too long
قبل از مدت زیادی
cannot too
نمی توان خیلی
one too many
یکی بیشتر
Alex was too jumpy, too neurotic.
الکس بیش از حد مضطرب و عصبی بود.
too much product of too little quality.
محصولی بیش از حد با کیفیت پایین.
their work is too commercial.
کار آنها خیلی تجاری است.
that too was not exactly convincing.
آن هم دقیقاً قانعکننده نبود.
it's too late for sherry.
دیگه برای شراب دیر شده است.
the not too distant future.
آینده ای که خیلی دور نیست.
damage is not too severe.
آسیب خیلی شدید نیست.
it was too soon to know.
هنوز خیلی زود بود که بفهمد.
the competition was too strong.
رقابت بیش از حد شدید بود.
too shifty to be trusted
خیلی زیرک برای اعتماد کردن
It's too much of a fag.
خیلی زیاد است.
Don't be too personal.
زیاد شخصی نشوید.
too burdensome a task
وظیفهای بسیار طاقتفرسا
be too fond of the cup
عاشق فنجان بودن.
This soup's too thin.
این سوپ خیلی رقیق است.
That diplomat was too crafty.
آن دیپلمات بیش از حد زیرک بود.
The skirt's too wide.
این دامن خیلی گشاد است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید