also

[ایالات متحده]/'ɔːlsəʊ/
[بریتانیا]/'ɔlso/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. همچنین; علاوه بر این; به همین ترتیب
conj. و; علاوه بر این

عبارات و ترکیب‌ها

but also

همچنین

as also

همچنین

see also

همچنین ببینید

also notify

همچنین اطلاع دهید

جملات نمونه

And aristo is also not many.

آریستو نیز خیلی نیست.

Sweat is also an excretion.

تعریق نیز یک ترشح است.

money also came into the equation.

پول نیز وارد معادله شد.

Drama's indite was also inescapability.

نوشتن درام نیز غیرقابل اجتناب بود.

They also carry out experiments.

آنها همچنین آزمایش انجام می دهند.

dyslexia, also known as word-blindness.

اختلال خواندن، که به عنوان نابینایی کلمه نیز شناخته می شود.

a couch that also goes for a bed.

یک مبل که همچنین به عنوان تخت نیز استفاده می شود.

these heavy nuclei can also fission.

این هسته های سنگین نیز می توانند شکافته شوند.

he is also known as an amateur painter.

او همچنین به عنوان یک نقاش آماتور شناخته می شود.

motivation of staff can also be a problem.

انگیزه کارکنان نیز می تواند یک مشکل باشد.

the company is also prospecting for gold.

شرکت همچنین در حال اکتشاف طلا است.

Sinisan also dilatate vessel in auricle of mice.

سینیزان همچنین عروق را در حلزون گوش داخلی موش ها گشاد می کند.

This is also a Bar-tailed Godwit.

این نیز یک سرگوشه بارتیل است.

But she also with grue Tusedaywithdrew Tuesday.

اما او همچنین با روز سه‌شنبه، روز سه‌شنبه عقب‌نشینی کرد.

, also known as Vlad the Impaler.

, همچنین به عنوان ولاد دروگر شناخته می شود.

Melibiose and talose were also solved.

ملبیوز و تالوز نیز حل شدند.

We also went to see the film.

ما همچنین برای تماشای فیلم رفتیم.

The reason for this is that this plane is also a bicycle.

دلیل این امر این است که این هواپیما نیز یک دوچرخه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید