toolsheds

[ایالات متحده]/ˈtuːlʃɛd/
[بریتانیا]/ˈtuːlʃɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(یک ساختمان برای ذخیره‌سازی ابزار، به‌ویژه ابزارهای باغبانی)

عبارات و ترکیب‌ها

toolshed door

در ابزارسرا

toolshed roof

سقف ابزارسرا

toolshed storage

فضای ذخیره‌سازی ابزارسرا

toolshed organization

سازماندهی ابزارسرا

toolshed space

فضای ابزارسرا

toolshed maintenance

نگهداری ابزارسرا

toolshed setup

راه اندازی ابزارسرا

toolshed supplies

تجهیزات ابزارسرا

toolshed project

پروژه ابزارسرا

toolshed cleanup

نظافت ابزارسرا

جملات نمونه

the toolshed was filled with various gardening supplies.

سرسرا با لوازم باغبانی متنوع پر شده بود.

i found my old bicycle in the toolshed.

دوچرخه قدیمی‌ام را در سرسرا پیدا کردم.

he organized the toolshed to make it easier to find tools.

او سرسرا را مرتب کرد تا پیدا کردن ابزارها آسان‌تر شود.

the toolshed needs a new roof after the storm.

بعد از طوفان، سرسرا به یک سقف جدید نیاز دارد.

we store all our lawn equipment in the toolshed.

ما تمام تجهیزات چمن‌زنی خود را در سرسرا نگهداری می‌کنیم.

she painted the toolshed a bright blue color.

او سرسرا را به رنگ آبی روشن نقاشی کرد.

don't forget to lock the toolshed when you're done.

هنگام اتمام کار، قفل کردن سرسرا را فراموش نکنید.

the toolshed is located at the back of the garden.

سرسرا در پشت باغ واقع شده است.

he built a new toolshed to replace the old one.

او یک سرسرا جدید ساخت تا جایگزین سرسرا قدیمی شود.

we need to clean out the toolshed this weekend.

ما باید این آخر هفته سرسرا را تمیز کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید