topiary

[ایالات متحده]/'təʊpɪərɪ/
[بریتانیا]/'topɪɛri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. برش خورده به اشکال زینتی
n. هنر برش درختچه‌ها به اشکال زینتی
Word Forms
زمان گذشتهtopiaried

جملات نمونه

a cottage surrounded by topiary and flowers.

یک کلبه احاطه شده توسط مجسمه‌هایی از درختچه‌ها و گل‌ها.

The garden was filled with intricate topiary sculptures.

باغ پر از مجسمه‌های پیچیده با فرم‌دهی گیاهی بود.

She admired the skill required to create such detailed topiary designs.

او مهارت لازم برای ایجاد طرح‌های با فرم‌دهی گیاهی بسیار دقیق را تحسین کرد.

The topiary animals added a whimsical touch to the garden.

حیوانات با فرم‌دهی گیاهی حس و حال خیال‌انگیزانه ای به باغ بخشیدند.

The topiary hedge was shaped into geometric patterns.

صفحه حائل با فرم‌دهی گیاهی به شکل الگوهای هندسی درآمده بود.

The topiary garden featured a variety of different shapes and figures.

باغ با فرم‌دهی گیاهی دارای انواع مختلف شکل و شمایل بود.

Visitors marveled at the intricate topiary workmanship.

بازدیدکنندگان از هنر و مهارت پیچیده با فرم‌دهی گیاهی شگفت‌زده شدند.

The topiary plants required regular maintenance to keep their shapes intact.

گیاهان با فرم‌دهی گیاهی برای حفظ شکلشان به مراقبت و نگهداری منظم نیاز داشتند.

The topiary maze was a popular attraction for children.

حصار با فرم‌دهی گیاهی یک جاذبه محبوب برای کودکان بود.

The topiary art form has a long history dating back to ancient Rome.

هنر با فرم‌دهی گیاهی تاریخ طولانی دارد که به دوران باستان روم بازمی‌گردد.

She enjoyed strolling through the topiary garden, admiring the different shapes and designs.

او از قدم زدن در باغ با فرم‌دهی گیاهی و تحسین شکل‌ها و طرح‌های مختلف لذت برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید