toposs the lead
به دست گرفتن پیشرو
toposs a challenge
به دست گرفتن چالش
toposs the title
به دست گرفتن عنوان
toposs the throne
به دست گرفتن تاج و تخت
toposs an advantage
به دست گرفتن برتری
toposs control
به دست گرفتن کنترل
toposs a position
به دست گرفتن موقعیت
toposs the crown
به دست گرفتن تاج
toposs a goal
به دست گرفتن هدف
toposs the edge
به دست گرفتن برتری
she decided to toposs her old car for a new one.
او تصمیم گرفت ماشین قدیمی خود را در ازای یک ماشین جدید بفروشد.
he wants to toposs his current job for a better opportunity.
او میخواهد شغل فعلی خود را در ازای فرصتی بهتر بفروشد.
they plan to toposs their apartment for a house.
آنها قصد دارند آپارتمان خود را در ازای یک خانه بفروشند.
many students toposs their textbooks at the end of the semester.
بسیاری از دانش آموزان کتاب های درسی خود را در پایان ترم تحصیلی بفروشند.
he decided to toposs his old phone for the latest model.
او تصمیم گرفت تلفن قدیمی خود را در ازای مدل جدید بفروشد.
she hopes to toposs her routine for a healthier lifestyle.
او امیدوار است روتین خود را در ازای یک سبک زندگی سالمتر بفروشد.
they are looking to toposs their furniture for a modern look.
آنها به دنبال این هستند که مبلمان خود را در ازای یک ظاهر مدرن بفروشند.
he plans to toposs his computer for a faster one.
او قصد دارد کامپیوتر خود را در ازای یک کامپیوتر سریعتر بفروشد.
she decided to toposs her old shoes for a new pair.
او تصمیم گرفت کفش های قدیمی خود را در ازای یک جفت کفش جدید بفروشد.
they want to toposs their vacation plans for a more exciting destination.
آنها میخواهند برنامههای تعطیلات خود را در ازای یک مقصد هیجانانگیزتر بفروشند.
toposs the lead
به دست گرفتن پیشرو
toposs a challenge
به دست گرفتن چالش
toposs the title
به دست گرفتن عنوان
toposs the throne
به دست گرفتن تاج و تخت
toposs an advantage
به دست گرفتن برتری
toposs control
به دست گرفتن کنترل
toposs a position
به دست گرفتن موقعیت
toposs the crown
به دست گرفتن تاج
toposs a goal
به دست گرفتن هدف
toposs the edge
به دست گرفتن برتری
she decided to toposs her old car for a new one.
او تصمیم گرفت ماشین قدیمی خود را در ازای یک ماشین جدید بفروشد.
he wants to toposs his current job for a better opportunity.
او میخواهد شغل فعلی خود را در ازای فرصتی بهتر بفروشد.
they plan to toposs their apartment for a house.
آنها قصد دارند آپارتمان خود را در ازای یک خانه بفروشند.
many students toposs their textbooks at the end of the semester.
بسیاری از دانش آموزان کتاب های درسی خود را در پایان ترم تحصیلی بفروشند.
he decided to toposs his old phone for the latest model.
او تصمیم گرفت تلفن قدیمی خود را در ازای مدل جدید بفروشد.
she hopes to toposs her routine for a healthier lifestyle.
او امیدوار است روتین خود را در ازای یک سبک زندگی سالمتر بفروشد.
they are looking to toposs their furniture for a modern look.
آنها به دنبال این هستند که مبلمان خود را در ازای یک ظاهر مدرن بفروشند.
he plans to toposs his computer for a faster one.
او قصد دارد کامپیوتر خود را در ازای یک کامپیوتر سریعتر بفروشد.
she decided to toposs her old shoes for a new pair.
او تصمیم گرفت کفش های قدیمی خود را در ازای یک جفت کفش جدید بفروشد.
they want to toposs their vacation plans for a more exciting destination.
آنها میخواهند برنامههای تعطیلات خود را در ازای یک مقصد هیجانانگیزتر بفروشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید