topsiders

[ایالات متحده]/ˈtɒpˌsaɪdəz/
[بریتانیا]/ˈtɑːpˌsaɪdərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کفش‌های بدون کفه تخت و لغزنده (اغلب کفش‌های عرشه غیررسمی)؛ یک مربی یا راهنمای تأثیرگذار؛ صعودکننده؛ شخصی که به سمت بالا حرکت می‌کند (مصرف اینترنت)

عبارات و ترکیب‌ها

worn topsiders

Persian_translation

new topsiders

Persian_translation

clean topsiders

Persian_translation

white topsiders

Persian_translation

black topsiders

Persian_translation

topsiders on

Persian_translation

buy topsiders

Persian_translation

selling topsiders

Persian_translation

topsiders sale

Persian_translation

جملات نمونه

he wore topsiders with khaki shorts and a linen shirt to the marina.

او با شلوار خاکی و پیراهن لینن، کفش‌های تاپسایدر پوشیده بود تا به مارینا برود.

she slipped on her topsiders before stepping onto the sailboat.

او قبل از سوار شدن به قایق بادبانی، کفش‌های تاپسایدرش را پوشید.

my topsiders got soaked in saltwater, so i rinsed them and let them air-dry.

کفش‌های تاپسایدرم در آب شور خیس شده بودند، بنابراین آن‌ها را آبکشی کردم و اجازه دادم در هوای آزاد خشک شوند.

he bought new topsiders for the boat trip and broke them in on weekend walks.

او کفش‌های تاپسایدر جدیدی برای سفر با قایق خرید و در پیاده‌روی‌های آخر هفته آن‌ها را پاتیل کرد.

her topsiders matched the navy blazer perfectly for a preppy look.

کفش‌های تاپسایدرش با بلیزر آبی‌رنگ به خوبی مطابقت داشتند تا ظاهری شیک داشته باشند.

after the storm, his topsiders were covered in mud and needed a good scrub.

بعد از طوفان، کفش‌های تاپسایدرش با گل پوشیده شده بودند و نیاز به تمیز کردن داشتند.

he laced up his topsiders tightly so they would not slip on the wet deck.

او بند کفش‌های تاپسایدرش را محکم بست تا روی عرشه خیس لیز نخورند.

she kept her topsiders by the door for quick errands around the neighborhood.

او کفش‌های تاپسایدرش را کنار در نگه می‌داشت تا برای انجام کارهای سریع در اطراف محله استفاده کند.

his tan topsiders were scuffed, but a little leather conditioner helped.

کفش‌های تاپسایدر قهوه‌ای رنگش خراشیده شده بودند، اما کمی نرم‌کننده چرم کمک کرد.

they packed topsiders and light jackets for the breezy evening cruise.

آن‌ها کفش‌های تاپسایدر و ژاکت‌های سبک برای گشت و گذار عصرانه در باد همراه بردند.

she wore socks with her topsiders on the flight, then went sockless at the dock.

او در طول پرواز با کفش‌های تاپسایدرش جوراب پوشید، سپس در اسکله بدون جوراب شد.

he chose topsiders over sneakers to keep things classic for the regatta party.

او به جای کفش‌های ورزشی، کفش‌های تاپسایدر را انتخاب کرد تا برای مهمانی قایقرانی، همه چیز را کلاسیک نگه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید