toroidal

[ایالات متحده]/tɔːˈrɔɪ.dəl/
[بریتانیا]/tɔˈrɔɪ.dəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای شکل یک توروس؛ حلقه‌ای شکل
n. سطح خمیده (حلقه)

عبارات و ترکیب‌ها

toroidal shape

شکل توروئیدال

toroidal coil

سیم‌پیچ توروئیدال

toroidal geometry

هندسه توروئیدال

toroidal field

میدان توروئیدال

toroidal structure

ساختار توروئیدال

toroidal model

مدل توروئیدال

toroidal magnet

آهنربای توروئیدال

toroidal tank

مخزن توروئیدال

toroidal waveguide

امواج‌نگار توروئیدال

toroidal plasma

پلاسما توروئیدال

جملات نمونه

the toroidal shape of the magnet enhances its magnetic field.

شکل توروئیدال مغناطیس باعث افزایش میدان مغناطیسی آن می‌شود.

scientists are studying toroidal plasma confinement in fusion reactors.

دانشمندان در حال مطالعه حبس پلاسمای توروئیدال در راکتورهای همجوشی هسته‌ای هستند.

the toroidal coil is essential for efficient energy transfer.

سیم پیچ توروئیدال برای انتقال کارآمد انرژی ضروری است.

in mathematics, a toroidal surface is a doughnut-shaped object.

در ریاضیات، یک سطح توروئیدال یک جسم به شکل دونات است.

engineers designed a toroidal tank to optimize space.

مهندسان یک مخزن توروئیدال برای بهینه‌سازی فضا طراحی کردند.

the toroidal structure provides stability in various applications.

ساختار توروئیدال پایداری را در کاربردهای مختلف فراهم می‌کند.

toroidal inductors are commonly used in electronic circuits.

سلف‌های توروئیدال به طور معمول در مدارهای الکترونیکی استفاده می‌شوند.

the toroidal geometry minimizes electromagnetic interference.

هندسه توروئیدال تداخل الکترومغناطیسی را به حداقل می‌رساند.

they built a toroidal model to demonstrate the concept.

آنها یک مدل توروئیدال ساختند تا این مفهوم را نشان دهند.

the toroidal design allows for better fluid flow in the system.

طراحی توروئیدال به جریان بهتر سیال در سیستم اجازه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید