torpedos

[ایالات متحده]/tɔː'piːdəʊ/
[بریتانیا]/tɔr'pido/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موشک زیرآبی؛ دستگاه انفجاری برای نابود کردن زیردریایی‌ها و کشتی‌ها؛ دستگاه انفجاری استفاده شده برای حفاری چاه‌های نفت
vt. نابود کردن؛ حمله کردن با یک اژدر

عبارات و ترکیب‌ها

launch a torpedo

اجرای یک تورپدو

anti-submarine torpedo

تورپدو ضد زیردریزی

homing torpedo

توپوی هدایت‌شونده

جملات نمونه

torpedo efforts at reform.

تلاش‌ها برای اصلاحات را خراب کرد.

The torpedoed battleship went down.

کشتی جنگی که مورد اصابت قرار گرفته بود غرق شد.

He was accused of trying to torpedo the talks.

او به تلاش برای خراب کردن مذاکرات متهم شد.

shaped like a torpedo, long and thin.

به شکل یک torپدوی، بلند و باریک.

the torpedo's sensor pod contains a television camera.

محفظه حسگر تورپدو شامل یک دوربین تلویزیونی است.

fighting between the militias torpedoed peace talks.

درگیری بین شبه‌نظامی‌ها مذاکرات صلح را به بن‌بست کشاند.

rescued sailors from a torpedoed ship.

نجات یافتن دریانوردان از یک کشتی مورد اصابت قرار گرفته با اژدر.

Was American opinion really as “galvanised” by the torpedoing of the Lusitania as by Pearl Harbour and September 11th 2001?

آیا نظر افکار عمومی آمریکا واقعاً به اندازه غرق شدن لوسیتانیا، به اندازه حمله به پرل هاربر و یازدهم سپتامبر 2001، تحت تأثیر قرار گرفته بود؟

The area of target scatterance varies with target angle, and it gets its minimum.However, the hunt cingulum formed by the two acoustic homing torpedoes can always shroud the target scatterance.

مساحت پراکندگی هدف با زاویه هدف تغییر می کند و به حداقل خود می رسد. با این حال، حلقه شکار که توسط دو اژدر هومینگ صوتی تشکیل شده است، همیشه می تواند پراکندگی هدف را بپوشاند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید