torques

[ایالات متحده]/tɔːk/
[بریتانیا]/tɔrk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک یقه رنگارنگ از پرها در اطراف گردن؛ یقه پر رنگارنگ

عبارات و ترکیب‌ها

high torques

گشتاورهای زیاد

low torques

گشتاورهای کم

dynamic torques

گشتاورهای دینامیکی

static torques

گشتاورهای ایستا

measured torques

گشتاورهای اندازه‌گیری شده

applied torques

گشتاورهای اعمال شده

maximum torques

گشتاورهای حداکثر

minimum torques

گشتاورهای حداقل

resultant torques

گشتاورهای حاصل

constant torques

گشتاورهای ثابت

جملات نمونه

the engine produces high torques at low rpm.

موتور در دورهای پایین گشتاورهای بالایی تولید می‌کند.

adjusting the torques can improve the vehicle's performance.

تنظیم گشتاورها می‌تواند عملکرد خودرو را بهبود بخشد.

torque wrenches are essential for precise torques.

آچار گشتاور برای تنظیم دقیق گشتاورها ضروری هستند.

she measured the torques to ensure safety.

او گشتاورها را برای اطمینان از ایمنی اندازه‌گیری کرد.

the technician explained how torques affect machinery.

تکنسین توضیح داد که گشتاورها چگونه بر ماشین‌آلات تأثیر می‌گذارند.

different materials can handle various torques.

مواد مختلف می‌توانند گشتاورهای مختلف را تحمل کنند.

understanding torques is crucial for engineers.

درک گشتاورها برای مهندسان بسیار مهم است.

high torques can lead to mechanical failures.

گشتاورهای بالا می‌توانند منجر به خرابی مکانیکی شوند.

he adjusted the torques on the bolts carefully.

او به دقت گشتاورها را روی پیچ‌ها تنظیم کرد.

the bicycle's gears optimize the torques for better speed.

دنده‌های دوچرخه گشتاورها را برای افزایش سرعت بهینه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید