tortrix

[ایالات متحده]/ˈtɔːtrɪks/
[بریتانیا]/ˈtɔrtɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پروانه که برگ‌ها را لوله می‌کند
Word Forms
جمعtortrices

عبارات و ترکیب‌ها

leafroller tortrix

پیچک‌چرند برگ

tortrix moth

پیچک‌چرند حشره

tortrix larvae

لارو پیچک‌چرند

tortrix species

گونه‌های پیچک‌چرند

tortrix damage

آسیب پیچک‌چرند

tortrix control

کنترل پیچک‌چرند

tortrix infestation

آفت‌زایی پیچک‌چرند

tortrix management

مدیریت پیچک‌چرند

tortrix host

میزبان پیچک‌چرند

tortrix identification

شناسایی پیچک‌چرند

جملات نمونه

tortrix moths are known for their unique life cycle.

پیله‌کنی‌های تورتريکس به دلیل چرخه حیات منحصر به فردشان شناخته شده‌اند.

the tortrix larvae feed on various plants.

لاروهای تورتريکس از گیاهان مختلف تغذیه می‌کنند.

farmers often struggle with tortrix infestations.

کشاورزان اغلب با آفت‌زدايی تورتريکس دست و پنجه نرم می‌کنند.

identifying tortrix species can be challenging.

تشخیص گونه‌های تورتريکس می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

tortrix control methods vary by region.

روش‌های کنترل تورتريکس بسته به منطقه متفاوت است.

research on tortrix behavior is ongoing.

تحقیقات در مورد رفتار تورتريکس در حال انجام است.

some tortrix species are considered agricultural pests.

برخی از گونه‌های تورتريکس به عنوان آفات کشاورزی در نظر گرفته می‌شوند.

tortrix can affect crop yields significantly.

تورتريکس می‌تواند به طور قابل توجهی بر عملکرد محصول تأثیر بگذارد.

monitoring tortrix populations is essential for farmers.

نظارت بر جمعیت تورتريکس برای کشاورزان ضروری است.

tortrix species are often studied in entomology.

گونه‌های تورتريکس اغلب در حشره‌شناسی مورد مطالعه قرار می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید