tosspot

[ایالات متحده]/ˈtɒspɒt/
[بریتانیا]/ˈtɑːspɑːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اصطلاح کهنه برای یک مست؛ یک مست
Word Forms
جمعtosspots

عبارات و ترکیب‌ها

drunken tosspot

تو spot مست

tosspot behavior

رفتار تو spot

tosspot attitude

حرف تو spot

tosspot remarks

اظهارات تو spot

tosspot friend

دوست تو spot

tosspot lifestyle

سبک زندگی تو spot

tosspot incident

حادثه تو spot

tosspot joke

شوخی تو spot

tosspot fool

ابله تو spot

tosspot story

داستان تو spot

جملات نمونه

he's such a tosspot; he never takes anything seriously.

او خیلی بی‌خیاله؛ هیچ وقت چیزها را جدی نمی‌گیرد.

don't be a tosspot and forget your responsibilities.

بی‌خیال نباشید و مسئولیت‌های خود را فراموش نکنید.

she called him a tosspot for his reckless behavior.

او او را به خاطر رفتار بی‌پروااش یک بی‌خیال خطاب کرد.

it's frustrating to deal with a tosspot in the workplace.

همکار با یک بی‌خیال کنار آمدن خسته کننده است.

he's always making stupid jokes like a tosspot.

او همیشه مثل یک بی‌خیال شوخی‌های احمقانه می‌گوید.

don't be a tosspot; think before you act.

بی‌خیال نباشید؛ قبل از عمل فکر کنید.

everyone thinks he's a tosspot for his wild ideas.

همه فکر می‌کنند او به خاطر ایده‌های وحشیانه‌اش یک بی‌خیال است.

she laughed and called him a tosspot for his silly antics.

او خندید و او را به خاطر اداهای احمقانه اش یک بی‌خیال خطاب کرد.

being a tosspot won't get you far in life.

بی‌خیال بودن شما را در زندگی به جایی نخواهد رساند.

he's such a tosspot that he forgot his own birthday.

او آنقدر بی‌خیاله که تولد خودش را فراموش کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید