| جمع | toters |
toter truck
تریلی
toter vehicle
وسیله نقلیه تریلی
toter trailer
تریلی کشنده
toter system
سیستم تریلی
toter load
بار تریلی
toter hitch
اتصال تریلی
toter kit
کیت تریلی
toter setup
راه اندازی تریلی
toter parts
قطعات تریلی
toter company
شرکت تریلی
he is a toter of heavy boxes.
او یک حملکننده جعبههای سنگین است.
the toter struggled with the large load.
حملکننده با بار سنگین دست و پنجه نرم کرد.
she hired a toter for the moving day.
او برای روز نقل مکان یک حملکننده استخدام کرد.
the toter lifted the furniture with ease.
حملکننده به راحتی مبلمان را بلند کرد.
being a toter requires physical strength.
حملکننده بودن نیاز به قدرت بدنی دارد.
the toter carefully navigated the stairs.
حملکننده با دقت از پلهها بالا رفت.
he was known as the best toter in town.
او به عنوان بهترین حملکننده شهر شناخته میشد.
the toter used a dolly to transport the boxes.
حملکننده از یک ارابه دستی برای حمل جعبهها استفاده کرد.
every toter needs proper training for safety.
هر حملکننده برای ایمنی به آموزش مناسب نیاز دارد.
the toter worked efficiently to meet the deadline.
حملکننده به طور موثر برای رسیدن به مهلت مقرر کار کرد.
toter truck
تریلی
toter vehicle
وسیله نقلیه تریلی
toter trailer
تریلی کشنده
toter system
سیستم تریلی
toter load
بار تریلی
toter hitch
اتصال تریلی
toter kit
کیت تریلی
toter setup
راه اندازی تریلی
toter parts
قطعات تریلی
toter company
شرکت تریلی
he is a toter of heavy boxes.
او یک حملکننده جعبههای سنگین است.
the toter struggled with the large load.
حملکننده با بار سنگین دست و پنجه نرم کرد.
she hired a toter for the moving day.
او برای روز نقل مکان یک حملکننده استخدام کرد.
the toter lifted the furniture with ease.
حملکننده به راحتی مبلمان را بلند کرد.
being a toter requires physical strength.
حملکننده بودن نیاز به قدرت بدنی دارد.
the toter carefully navigated the stairs.
حملکننده با دقت از پلهها بالا رفت.
he was known as the best toter in town.
او به عنوان بهترین حملکننده شهر شناخته میشد.
the toter used a dolly to transport the boxes.
حملکننده از یک ارابه دستی برای حمل جعبهها استفاده کرد.
every toter needs proper training for safety.
هر حملکننده برای ایمنی به آموزش مناسب نیاز دارد.
the toter worked efficiently to meet the deadline.
حملکننده به طور موثر برای رسیدن به مهلت مقرر کار کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید