toter

[ایالات متحده]/ˈtəʊtə/
[بریتانیا]/ˈtoʊtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جرثقیل بارگیری برای موشک‌ها
Word Forms
جمعtoters

عبارات و ترکیب‌ها

toter truck

تریلی

toter vehicle

وسیله نقلیه تریلی

toter trailer

تریلی کشنده

toter system

سیستم تریلی

toter load

بار تریلی

toter hitch

اتصال تریلی

toter kit

کیت تریلی

toter setup

راه اندازی تریلی

toter parts

قطعات تریلی

toter company

شرکت تریلی

جملات نمونه

he is a toter of heavy boxes.

او یک حمل‌کننده جعبه‌های سنگین است.

the toter struggled with the large load.

حمل‌کننده با بار سنگین دست و پنجه نرم کرد.

she hired a toter for the moving day.

او برای روز نقل مکان یک حمل‌کننده استخدام کرد.

the toter lifted the furniture with ease.

حمل‌کننده به راحتی مبلمان را بلند کرد.

being a toter requires physical strength.

حمل‌کننده بودن نیاز به قدرت بدنی دارد.

the toter carefully navigated the stairs.

حمل‌کننده با دقت از پله‌ها بالا رفت.

he was known as the best toter in town.

او به عنوان بهترین حمل‌کننده شهر شناخته می‌شد.

the toter used a dolly to transport the boxes.

حمل‌کننده از یک ارابه دستی برای حمل جعبه‌ها استفاده کرد.

every toter needs proper training for safety.

هر حمل‌کننده برای ایمنی به آموزش مناسب نیاز دارد.

the toter worked efficiently to meet the deadline.

حمل‌کننده به طور موثر برای رسیدن به مهلت مقرر کار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید