touchdowns

[ایالات متحده]/ˈtʌtʃdaʊnz/
[بریتانیا]/ˈtʌtʃdaʊnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع "تچ‌داون"; امتیاز در فوتبال زمانی که توپ به منطقه انتهایی حمل می‌شود; فرود یا نزول

عبارات و ترکیب‌ها

scoring touchdowns

ثبت امتیاز

touchdowns scored

امتیازات کسب شده

touchdowns thrown

توسعه امتیاز

touchdowns made

امتیاز کسب شده

touchdowns run

دویدن برای کسب امتیاز

touchdowns received

دریافت امتیاز

multiple touchdowns

چندین امتیاز

touchdowns allowed

اجازه دادن به کسب امتیاز

touchdowns per game

امتیاز در هر بازی

touchdowns list

لیست امتیازات

جملات نمونه

the team scored three touchdowns in the game.

تیم در طول بازی سه تاچ داون به ثمر رساند.

he celebrated his touchdowns with his teammates.

او تاچ داون‌های خود را با هم تیمی‌هایش جشن گرفت.

touchdowns are crucial for winning football matches.

تاچ داون‌ها برای برنده شدن در مسابقات فوتبال بسیار مهم هستند.

she holds the record for the most touchdowns in a season.

او رکورد بیشترین تاچ داون در یک فصل را دارد.

touchdowns can change the momentum of a game.

تاچ داون‌ها می‌توانند روند بازی را تغییر دهند.

the quarterback threw two touchdowns last night.

دروازه‌بان شب گذشته دو تاچ داون انداخت.

fans cheered loudly after each of the touchdowns.

پس از هر یک از تاچ داون‌ها، طرفداران با صدای بلند تشویق کردند.

scoring touchdowns is a key strategy in football.

گلزنی تاچ داون یک استراتژی کلیدی در فوتبال است.

he celebrated his touchdowns with a dance.

او تاچ داون‌های خود را با یک رقص جشن گرفت.

touchdowns can be achieved through passing or rushing.

می‌توان تاچ داون را از طریق پاس دادن یا دویدن به دست آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید