points

[ایالات متحده]/pɔɪnts/
[بریتانیا]/pɔɪnts/

ترجمه

n. امتیازها یا واحدهایی که برای سنجش دستاورد استفاده می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

points to consider

نکات قابل بررسی

score points

امتیاز کسب کردن

turning points

نقاط عطف

key points

نکات کلیدی

points out

اشاره می‌کند به

penalty points

امتیازات تنبیهی

earning points

کسب امتیاز

lost points

امتیازات از دست رفته

valid points

امتیازات معتبر

points system

سیستم امتیازدهی

جملات نمونه

we need to take points into consideration when making this decision.

ما باید امتیازها را در نظر داشته باشیم هنگام تصمیم گیری.

the team scored three points in the final minute.

تیم در دقیقه آخر سه امتیاز کسب کرد.

she made several good points during the discussion.

او نکات خوبی را در طول بحث مطرح کرد.

he lost points for being late to the meeting.

او به دلیل دیر رسیدن به جلسه امتیاز منفی گرفت.

the presentation covered key points about the new product.

ارائه نکات کلیدی در مورد محصول جدید را پوشش داد.

let's start by outlining the main points of the project.

بیایید با ترسیم نکات اصلی پروژه شروع کنیم.

the essay received high points for its clarity and organization.

مقاله به دلیل وضوح و سازماندهی آن امتیاز بالایی دریافت کرد.

the customer service representative awarded points for loyalty.

نماینده خدمات مشتری به دلیل وفاداری امتیاز داد.

the speaker raised several valid points about the issue.

سخنرانی نکات معتبری در مورد موضوع مطرح کرد.

the game was decided by a single point.

بازی با یک امتیاز مشخص شد.

we need to gather more data points to confirm our hypothesis.

ما باید داده های بیشتری را برای تأیید فرضیه خود جمع آوری کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید