heavily touristed
بسیار پربازدید
most touristed
بیشترین بازدید
touristed areas
مناطقی که بیشتر مورد بازدید قرار میگیرند
touristed spots
مکانهای پربازدید
touristed sites
جاذبههای گردشگری
touristed destinations
مقاصد گردشگری
well touristed
به خوبی مورد بازدید قرار گرفته
frequently touristed
به طور مکرر مورد بازدید قرار گرفته
poorly touristed
کم بازدید
heavily touristed areas
مناطقی که بیش از حد مورد بازدید قرار میگیرند
the city was heavily touristed during the summer months.
شهر در طول ماههای تابستان به شدت توریستی بود.
many attractions have become overly touristed, losing their charm.
بسیاری از جاذبهها بیش از حد توریستی شدهاند و جذابیت خود را از دست دادهاند.
we avoided the touristed areas to experience the local culture.
ما از مناطق توریستی دوری کردیم تا فرهنگ محلی را تجربه کنیم.
the touristed spots were packed with visitors.
مناطق توریستی مملو از بازدیدکنندگان بود.
some people prefer less touristed destinations for their vacations.
برخی افراد برای تعطیلات خود مقاصد کمتر توریستی را ترجیح میدهند.
touristed locations often raise concerns about environmental impact.
مکانهای توریستی اغلب نگرانیهایی در مورد اثرات زیستمحیطی ایجاد میکنند.
travelers should be aware of touristed areas to avoid crowds.
سفرکنندگان باید از مناطق توریستی آگاه باشند تا از ازدحام جمعیت اجتناب کنند.
touristed regions may offer guided tours for convenience.
مناطق توریستی ممکن است برای راحتی، تورهای راهنما ارائه دهند.
she found the most touristed places to be less enjoyable.
او بیشتر مکانهای توریستی را کمتر لذتبخش یافت.
many touristed areas have developed unique local cuisines.
بسیاری از مناطق توریستی غذاهای محلی منحصر به فردی را توسعه دادهاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید