enjoy sightseeing
لذت بردن از تماشای مناظر
sightseeing tour
تور توریستی
go sightseeing
بازدید از مکانهای دیدنی
sightseeing bus
اتوبوس توریستی
sightseeing car
خودروی توریستی
a sightseeing bus; a sightseeing tour.
اتوبوس توریستی؛ تورهای توریستی
The tourists went sightseeing in the suburbs of the city.
گردشگران برای تماشای مناظر به حومه شهر رفتند.
a brief sightseeing tour hitting the must-sees; a movie that's a must-see.
یک تور کوتاه بازدید از مکانهای دیدنی؛ فیلمی که باید دید.
On his trip he confined himself to sightseeing and other -ties.
در سفر خود فقط به تماشای مناظر و سایر موارد اکتفا کرد.
It should be protected as natural history relic and make the most of its values on geognosy and sightseeing resource.
باید به عنوان یک اثر تاریخی طبیعی محافظت شود و از ارزشهای آن در زمینشناسی و منبع توریستی بیشترین استفاده را کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید