towhee

[ایالات متحده]/ˈtəʊhi/
[بریتانیا]/ˈtoʊhi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پرنده که در آمریکای شمالی یافت می‌شود و به خاطر چشم‌های قرمز آن شناخته شده است.; پرنده‌ای با چشم‌های قرمز.
Word Forms
جمعtowhees

عبارات و ترکیب‌ها

towhee song

آهنگ توهی

towhee call

صدای توهی

towhee habitat

زیستگاه توهی

towhee species

گونه توهی

towhee sighting

مشاهده توهی

towhee nest

لانه توهی

towhee behavior

رفتار توهی

towhee feeding

تغذیه توهی

towhee population

جمعیت توهی

towhee migration

مهاجرت توهی

جملات نمونه

the towhee sang beautifully in the morning.

قنبلک در بامداد به زیبایی آواز می‌خواند.

i spotted a towhee in the garden yesterday.

من دیروز یک قنبلک را در باغ دیدم.

the towhee is known for its distinctive call.

قنبلک به دلیل صدای مشخصش شناخته شده است.

many birdwatchers are excited to see a towhee.

بسیاری از پرنده‌نگران از دیدن یک قنبلک هیجان‌زده هستند.

the towhee prefers to forage on the ground.

قنبلک ترجیح می‌دهد روی زمین به دنبال غذا بگردد.

we heard the towhee's call echoing through the woods.

ما صدای قنبلک را در حال پژواک در جنگل شنیدیم.

observing a towhee can be a rewarding experience.

مشاهده یک قنبلک می‌تواند یک تجربه پاداش‌دهنده باشد.

the towhee's plumage is striking and colorful.

پرواز قنبلک چشمگیر و رنگارنگ است.

during spring, the towhee's presence is more noticeable.

در طول بهار، حضور قنبلک بیشتر قابل توجه است.

we set up a feeder to attract the towhee.

ما یک ظرف غذا برای جذب قنبلک نصب کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید