townsmen

[ایالات متحده]/ˈtaʊnzmən/
[بریتانیا]/ˈtaʊnzˌmɛn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساکنان شهر؛ شهروندان یک شهر؛ ساکنان یک شهر

عبارات و ترکیب‌ها

townsmen meeting

جلسه مردمی

townsmen council

شورای مردمی

townsmen gathering

همایش مردمی

townsmen rights

حقوق مردمی

townsmen issues

مشکلات مردمی

townsmen support

حمایت مردمی

townsmen concerns

نگرانی‌های مردمی

townsmen voice

صدای مردمی

townsmen alliance

ائتلاف مردمی

townsmen dispute

اختلاف مردمی

جملات نمونه

the townsmen gathered at the square for the annual festival.

جمعیت در میدان برای جشن سالانه گرد هم آمدند.

many townsmen participated in the town hall meeting.

بسیاری از مردم شهر در جلسه تالار شهر شرکت کردند.

the townsmen voted on the new regulations for the park.

مردم شهر در مورد مقررات جدید برای پارک رای دادند.

some townsmen expressed their concerns about the construction project.

برخی از مردم شهر نگرانی خود را در مورد پروژه ساختمانی ابراز کردند.

the townsmen enjoyed a friendly game of baseball on weekends.

مردم شهر از یک بازی دوستانه بیسبال در آخر هفته لذت بردند.

during the storm, the townsmen helped each other with repairs.

در طول طوفان، مردم شهر به یکدیگر در تعمیرات کمک کردند.

the townsmen celebrated the new year with fireworks.

مردم شهر سال نو را با آتش بازی جشن گرفتند.

traditionally, the townsmen held a meeting to discuss local issues.

به طور سنتی، مردم شهر جلسه‌ای برای بحث در مورد مسائل محلی برگزار می‌کردند.

the townsmen were proud of their rich history and heritage.

مردم شهر به تاریخ و فرهنگ غنی خود افتخار می‌کردند.

as the sun set, the townsmen shared stories around the fire.

همانطور که خورشید غروب می‌کرد، مردم شهر داستان‌هایی را دور آتش به اشتراک می‌گذاشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید