towplane

[ایالات متحده]/ˈtəʊpleɪn/
[بریتانیا]/ˈtoʊpleɪn/

ترجمه

n. نوعی از هواپیما که برای کشیدن گلایدرها یا سایر هواپیماها استفاده می‌شود
Word Forms
جمعtowplanes

عبارات و ترکیب‌ها

towplane operation

عملکرد تَوْپ‌لین

towplane pilot

خلبان تَوْپ‌لین

towplane towing

بکسل کردن تَوْپ‌لین

towplane launch

راه‌اندازی تَوْپ‌لین

towplane service

سرویس تَوْپ‌لین

towplane flight

پرواز تَوْپ‌لین

towplane training

آموزش تَوْپ‌لین

towplane equipment

تجهیزات تَوْپ‌لین

towplane safety

ایمنی تَوْپ‌لین

towplane design

طراحی تَوْپ‌لین

جملات نمونه

the towplane is essential for launching gliders.

هواپیما یدک‌کش برای پرتاب گلایدرها ضروری است.

during the competition, the towplane must maintain a steady altitude.

در طول مسابقه، هواپیمای یدک‌کش باید ارتفاع ثابتی را حفظ کند.

the pilot skillfully maneuvered the towplane into position.

خلبان به طرز ماهرانه ای هواپیمای یدک‌کش را به موقعیت مورد نظر هدایت کرد.

after the towplane releases the glider, it ascends rapidly.

پس از رها کردن گلایدر توسط هواپیمای یدک‌کش، به سرعت صعود می‌کند.

we need to check the towplane's fuel levels before the flight.

ما باید سطح سوخت هواپیمای یدک‌کش را قبل از پرواز بررسی کنیم.

the towplane's performance is critical for a successful launch.

عملکرد هواپیمای یدک‌کش برای یک پرتاب موفقیت‌آمیز بسیار مهم است.

the towplane and glider team must practice regularly.

تیم هواپیمای یدک‌کش و گلایدر باید به طور منظم تمرین کنند.

in strong winds, the towplane has to work harder.

در بادهای شدید، هواپیمای یدک‌کش باید بیشتر تلاش کند.

the towplane's climb rate affects the glider's performance.

نرخ صعود هواپیمای یدک‌کش بر عملکرد گلایدر تأثیر می‌گذارد.

inspecting the towplane regularly ensures safety.

بازرسی منظم هواپیمای یدک‌کش تضمین ایمنی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید