toxaemia

[ایالات متحده]/tɒkˈsiːmiə/
[بریتانیا]/tɑˈksiːmiə/

ترجمه

n. وضعیت پزشکی که با وجود سموم در خون مشخص می‌شود؛ اصطلاح دیگری برای مسمومیت خونی
Word Forms
جمعtoxaemias

عبارات و ترکیب‌ها

acute toxaemia

مسمومیت حاد

chronic toxaemia

مسمومیت مزمن

toxaemia treatment

درمان مسمومیت

toxaemia symptoms

علائم مسمومیت

toxaemia causes

علت‌های مسمومیت

toxaemia diagnosis

تشخیص مسمومیت

toxaemia management

مدیریت مسمومیت

toxaemia risk

خطر مسمومیت

toxaemia prevention

جلوگیری از مسمومیت

toxaemia complications

پیامدهای مسمومیت

جملات نمونه

she was diagnosed with toxaemia during her pregnancy.

او در دوران بارداری‌اش به زفت‌آمی مبتلا شد.

toxaemia can lead to serious complications if not treated.

زفت‌آمی می‌تواند در صورت عدم درمان منجر به عوارض جدی شود.

doctors monitor patients for signs of toxaemia.

پزشکان بیماران را برای علائم زفت‌آمی تحت نظر دارند.

early detection of toxaemia is crucial for recovery.

تشخیص زودهنگام زفت‌آمی برای بهبودی بسیار مهم است.

she experienced symptoms of toxaemia after the surgery.

او پس از جراحی علائم زفت‌آمی را تجربه کرد.

toxaemia can affect both the mother and the fetus.

زفت‌آمی می‌تواند هم مادر و هم جنین را تحت تأثیر قرار دهد.

they conducted research on the causes of toxaemia.

آنها تحقیقاتی در مورد علل زفت‌آمی انجام دادند.

managing toxaemia requires a comprehensive treatment plan.

مدیریت زفت‌آمی نیاز به یک برنامه درمانی جامع دارد.

she learned about the risks of toxaemia in her health class.

او در کلاس بهداشت خود در مورد خطرات زفت‌آمی اطلاعاتی کسب کرد.

toxaemia is often associated with high blood pressure.

زفت‌آمی اغلب با فشار خون بالا مرتبط است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید