severe weather
شرایط آب و هوایی شدید
severe pain
درد شدید
severe punishment
مجازات شدید
severe consequences
پیامدهای شدید
severe injury
آسیب شدید
severe test
آزمون شدید
severe cold
سرما شدید
severe winter
زمستان شدید
severe environment
محیط شدید
severe stress
استرس شدید
severe condition
وضعیت شدید
severe storm
طوفان شدید
severe strain
بار سنگین
severe frost
یخزدگی شدید
severe discipline
انضباط شدید
This is a severe test.
این یک آزمون جدی است.
severe pain; a severe storm.
درد شدید؛ یک طوفان شدید.
a severe bout of flu.
یک دوره شدید آنفولانزا
got a severe concussion.
ضربه مغزی شدید دریافت کرد.
a severe shortage of technicians.
یک کمبود شدید از تکنسین ها.
a severe attack of asthma.
حمله شدید آسم
spoke in a severe voice.
با لحنی جدی صحبت کرد.
a severe black dress.
یک لباس مشکی جدی.
a severe attack of toothache
یک حمله شدید دنداندرد
There is a severe shortage of fuel.
کمبود شدید سوخت وجود دارد.
severe thyroid insufficiency
کمکاری شدید تیروئید
a severe case of food poisoning
یک مورد شدید مسمومیت غذایی
children with severe physical disabilities.
کودکانی با معلولیت های جسمی شدید.
a severe earthquake shook the area.
یک زلزله شدید منطقه را به لرزه درآورد.
The pain was severe, but tolerable.
درد شدید بود، اما قابل تحمل.
The general had a severe manner.
ژنرال رفتاری جدی داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید