tracers

[ایالات متحده]/'treɪsə/
[بریتانیا]/'tresɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ردیاب
عنصر ردیابی
طراح
ابزار طراحی

عبارات و ترکیب‌ها

tracer round

گلوله ردیاب

tracer ammunition

مهمات ردیاب

tracer fire

آتش ردیاب

tracer technique

تکنیک ردیابی

tracer method

روش ردیابی

tracer gas

گاز ردیاب

isotopic tracer

ردیاب ایزوتوپی

radioactive tracer

ردیاب رادیواکتیو

جملات نمونه

The distribution and accumulation dynamic of 14CO32- in red common carp and hornwort was studied by using isotope-tracer technology.

توزیع و پویایی تجمع 14CO32- در کپور قرمز و سرگین با استفاده از فناوری ردیابی ایزوتوپ مورد مطالعه قرار گرفت.

Methods The morphosis of the mesothelium of the parietal pleura in rat were investigated by intrapleura injection with tracers and observed by scanning electron microscope.

روش‌های بررسی مورفولوژی مزوتلیوم پوشاننده پلور پاریتال در رت با استفاده از تزریق داخل پلور با نشانگرها و مشاهده توسط میکروسکوپ الکترونی روبشی انجام شد.

A series of tracer experiments using P32 as a tagger and the radioautography had been carried out.

یک سری آزمایشات ردیابی با استفاده از P32 به عنوان برچسب‌زن و رادیوآتوگرافی انجام شده بود.

The tracer round illuminated the target in the dark.

گلوله ردیاب هدف را در تاریکی روشن کرد.

The tracer bullet left a visible trail as it flew through the air.

گلوله ردیاب در حین پرواز در هوا رد قابل مشاهده‌ای از خود به جا گذاشت.

The tracer dye helped scientists track the movement of water in the river.

رنگدانه ردیاب به دانشمندان کمک کرد تا حرکت آب در رودخانه را ردیابی کنند.

The tracer software is used to monitor network traffic.

نرم‌افزار ردیاب برای نظارت بر ترافیک شبکه استفاده می‌شود.

The detective used a tracer to follow the suspect's footsteps.

مامور پلیس از یک ردیاب برای دنبال کردن ردپای مظنون استفاده کرد.

The tracer signal indicated the location of the lost hiker.

سیگنال ردیاب نشان دهنده موقعیت کوهنورد گم شده بود.

The tracer app on my phone helps me locate it when it's lost.

برنامه ردیاب در تلفن من به من کمک می‌کند تا آن را زمانی که گم شد پیدا کنم.

The company uses a tracer to monitor the delivery of packages.

شرکت از یک ردیاب برای نظارت بر تحویل بسته‌ها استفاده می‌کند.

The tracer gun fired a laser beam to mark the path of the target.

تفنگ ردیاب یک پرتو لیزر برای علامت‌گذاری مسیر هدف شلیک کرد.

The police used a tracer to trace the stolen car to a nearby garage.

پلیس از یک ردیاب برای ردیابی ماشین مسروقه تا یک گاراژ نزدیک استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید