tracksuits don't necessarily mean you're sporty.
لباس ورزشی لزوماً به این معنا نیست که شما ورزشی هستید.
he saw a little figure in a tracksuit pounding the pavement towards him.
او یک چهره کوچک را در یک لباس ورزشی دید که به سمت او در پیادهرو میدوید.
I tumbled out of bed, threw on my tracksuit, and joined the others.
من از رختخواب بیرون پریدم، لباس ورزشیام را پوشیدم و به دیگران پیوستم.
He wore a comfortable tracksuit to the gym.
او یک لباس ورزشی راحت به باشگاه پوشید.
She likes to relax at home in her favorite tracksuit.
او دوست دارد در خانه با لباس ورزشی مورد علاقهاش استراحت کند.
The athlete put on his tracksuit before the race.
ورزشکار قبل از مسابقه لباس ورزشی خود را پوشید.
I need to buy a new tracksuit for my morning runs.
من باید یک لباس ورزشی جدید برای دویدنهای صبحم بخرم.
The tracksuit is made of soft, breathable fabric.
این لباس ورزشی از پارچه نرم و قابل تنفس ساخته شده است.
She wore a stylish tracksuit for her yoga class.
او یک لباس ورزشی شیک برای کلاس یوگایش پوشید.
The tracksuit comes in different colors and sizes.
این لباس ورزشی در رنگها و اندازههای مختلف عرضه میشود.
He bought a tracksuit with matching pants and jacket.
او یک لباس ورزشی با شلوار و ژاکت هماهنگ خرید.
The tracksuit is perfect for a casual weekend look.
این لباس ورزشی برای یک ظاهر آخر هفتهای غیررسمی عالی است.
I need to wash my tracksuit after my workout.
من باید لباس ورزشیام را بعد از تمرین شستشو دهم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید