tractability

[ایالات متحده]/træk.tə.bɪ.lɪ.ti/
[بریتانیا]/træk.tə.bɪ.lɪ.ti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت آسان مدیریت یا کنترل شدن؛ کیفیت مطیع یا تسلیم بودن

عبارات و ترکیب‌ها

tractability analysis

تحلیل قابلیت دستیابی

tractability issues

مشکلات قابلیت دستیابی

tractability measures

معیارهای قابلیت دستیابی

tractability models

مدل‌های قابلیت دستیابی

tractability problems

مشکلات قابلیت دستیابی

tractability methods

روش‌های قابلیت دستیابی

tractability criteria

معیارهای قابلیت دستیابی

tractability factors

عوامل قابلیت دستیابی

tractability solutions

راه حل های قابلیت دستیابی

tractability assessment

ارزیابی قابلیت دستیابی

جملات نمونه

her tractability made her a favorite among the team.

رفتار انعطاف‌پذیر او باعث شد تا در بین اعضای تیم محبوب شود.

the tractability of the new software impressed the users.

انعطاف‌پذیری نرم‌افزار جدید مورد تحسین کاربران قرار گرفت.

in negotiations, tractability can lead to better outcomes.

در مذاکرات، انعطاف‌پذیری می‌تواند منجر به نتایج بهتر شود.

the dog's tractability made it easy to train.

رفتار انعطاف‌پذیر سگ باعث شد آموزش آن آسان باشد.

her tractability in difficult situations is commendable.

رفتار انعطاف‌پذیر او در شرایط دشوار قابل تحسین است.

tractability is an important trait in leadership.

انعطاف‌پذیری یک ویژگی مهم در رهبری است.

the tractability of the materials made the project easier.

انعطاف‌پذیری مواد باعث شد پروژه آسان‌تر شود.

his tractability during the training sessions was noted by the instructor.

رفتار انعطاف‌پذیر او در طول جلسات آموزشی توسط مربی مورد توجه قرار گرفت.

tractability can enhance collaboration in a team.

انعطاف‌پذیری می‌تواند همکاری را در یک تیم افزایش دهد.

the tractability of the plan allowed for quick adjustments.

انعطاف‌پذیری طرح امکان تعدیلات سریع را فراهم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید