trads

[ایالات متحده]/trædz/
[بریتانیا]/trædz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سنتی
n. سنت‌گرایی

عبارات و ترکیب‌ها

trads exchange

تبادلات

trads market

بازار تبادلات

trads analysis

تحلیل تبادلات

trads strategy

استراتژی تبادلات

trads platform

پلتفرم تبادلات

trads data

اطلاعات تبادلات

trads trends

روندهای تبادلات

trads tools

ابزارهای تبادلات

trads signals

سیگنال‌های تبادلات

trads volume

حجم تبادلات

جملات نمونه

many people trade traditional crafts for modern goods.

بسیاری از مردم صنایع دستی سنتی را با کالاهای مدرن عوض می‌کنند.

trads often gather at local markets to showcase their work.

صنعتگران اغلب در بازارهای محلی گرد هم می‌آیند تا آثار خود را به نمایش بگذارند.

she learned the art of trads from her grandmother.

او هنر صنایع دستی را از مادربزرگش آموخت.

trads can sometimes be expensive due to their craftsmanship.

صنعت‌دستی‌ها گاهی اوقات به دلیل مهارت ساختشان گران هستند.

he prefers trads over mass-produced items.

او ترجیح می‌دهد صنایع دستی را به جای کالاهای تولید انبوه انتخاب کند.

trads reflect the culture and history of a community.

صنعت‌دستی‌ها بازتاب فرهنگ و تاریخ یک جامعه هستند.

buying trads supports local artisans and their families.

خرید صنایع دستی از هنرمندان محلی و خانواده‌هایشان حمایت می‌کند.

trads are often passed down through generations.

صنعت‌دستی‌ها اغلب از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شوند.

she has a collection of trads from different countries.

او مجموعه‌ای از صنایع دستی از کشورهای مختلف دارد.

trads can tell a story about the people who made them.

صنعت‌دستی‌ها می‌توانند داستانی در مورد افرادی که آن‌ها را ساخته‌اند، تعریف کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید