traduces my work
کار من را ترجمه میکند
traduces their efforts
تلاشهای آنها را ترجمه میکند
traduces our team
تیم ما را ترجمه میکند
traduces his character
شخصیت او را ترجمه میکند
traduces the truth
حقیقت را ترجمه میکند
traduces her reputation
شهرت او را ترجمه میکند
traduces their intentions
قصد آنها را ترجمه میکند
traduces public opinion
نظر عمومی را ترجمه میکند
traduces his words
کلمات او را ترجمه میکند
traduces the facts
حقایق را ترجمه میکند
his actions often traduce the values he claims to uphold.
اقدامات او اغلب ارزشهایی را که ادعا میکند به آنها پایبند است، تحریف میکند.
she felt that the report traduces her character unfairly.
او احساس کرد که گزارش به طور ناعادلانه شخصیت او را تحریف میکند.
to traduce someone is to damage their reputation.
تحریف کردن کسی به معنای آسیب رساندن به شهرت آنها است.
the media should not traduce public figures without evidence.
رسانهها نباید بدون مدرک چهرههای عمومی را تحریف کنند.
she accused him of trying to traduce her achievements.
او او را به تلاش برای تحریف دستاوردهای او متهم کرد.
it is wrong to traduce someone based on rumors.
تحریف کردن کسی بر اساس شایعات اشتباه است.
they used social media to traduce their opponents.
آنها از رسانههای اجتماعی برای تحریف حریفان خود استفاده کردند.
his goal was to traduce the company's image.
هدف او تحریف وجهه شرکت بود.
traduces my work
کار من را ترجمه میکند
traduces their efforts
تلاشهای آنها را ترجمه میکند
traduces our team
تیم ما را ترجمه میکند
traduces his character
شخصیت او را ترجمه میکند
traduces the truth
حقیقت را ترجمه میکند
traduces her reputation
شهرت او را ترجمه میکند
traduces their intentions
قصد آنها را ترجمه میکند
traduces public opinion
نظر عمومی را ترجمه میکند
traduces his words
کلمات او را ترجمه میکند
traduces the facts
حقایق را ترجمه میکند
his actions often traduce the values he claims to uphold.
اقدامات او اغلب ارزشهایی را که ادعا میکند به آنها پایبند است، تحریف میکند.
she felt that the report traduces her character unfairly.
او احساس کرد که گزارش به طور ناعادلانه شخصیت او را تحریف میکند.
to traduce someone is to damage their reputation.
تحریف کردن کسی به معنای آسیب رساندن به شهرت آنها است.
the media should not traduce public figures without evidence.
رسانهها نباید بدون مدرک چهرههای عمومی را تحریف کنند.
she accused him of trying to traduce her achievements.
او او را به تلاش برای تحریف دستاوردهای او متهم کرد.
it is wrong to traduce someone based on rumors.
تحریف کردن کسی بر اساس شایعات اشتباه است.
they used social media to traduce their opponents.
آنها از رسانههای اجتماعی برای تحریف حریفان خود استفاده کردند.
his goal was to traduce the company's image.
هدف او تحریف وجهه شرکت بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید