traineeship

[ایالات متحده]/trəˈniːʃɪp/
[بریتانیا]/trəˈniːʃɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوره‌ای از آموزش برای یک شغل یا حرفه؛ وضعیت یا موقعیت یک کارآموز
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

summer traineeship

کارآموزی تابستانی

paid traineeship

کارآموزی با حقوق

professional traineeship

کارآموزی حرفه‌ای

internship traineeship

کارآموزی در قالب دوره کارآموزی

traineeship program

برنامه کارآموزی

traineeship opportunity

فرصت کارآموزی

traineeship application

درخواست کارآموزی

traineeship position

موقعیت کارآموزی

traineeship experience

تجربه کارآموزی

traineeship certificate

گواهی کارآموزی

جملات نمونه

she completed her traineeship at a prestigious law firm.

او کارآموزی خود را در یک شرکت حقوقی معتبر به پایان رساند.

the traineeship provided valuable hands-on experience.

این کارآموزی تجربه عملی ارزشمندی را ارائه داد.

many students seek a traineeship to enhance their resumes.

بسیاری از دانشجویان به دنبال کارآموزی برای ارتقای رزومه خود هستند.

he was offered a traineeship after his interview.

او پس از مصاحبه خود، برای کارآموزی پیشنهاد شد.

during the traineeship, she learned about project management.

در طول کارآموزی، او در مورد مدیریت پروژه یاد گرفت.

the traineeship program lasts for six months.

برنامه کارآموزی شش ماه طول می کشد.

networking during the traineeship can lead to job offers.

شبکه‌سازی در طول کارآموزی می‌تواند منجر به پیشنهاد شغلی شود.

he gained confidence through his traineeship experience.

او از طریق تجربه کارآموزی خود اعتماد به نفس به دست آورد.

her traineeship involved working with experienced professionals.

کارآموزی او شامل کار با متخصصان با تجربه بود.

completing a traineeship is often a requirement for graduation.

تکمیل یک کارآموزی اغلب یک شرط برای فارغ التحصیلی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید