transcendencies

[ایالات متحده]/trænˈsɛndənsiz/
[بریتانیا]/trænˈsɛndənsiz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن فراتر از معمول؛ فراتر از حدود معمول یا مرزها؛ برتری یا برتری فراتر از معمول؛ کیفیت برجسته.

جملات نمونه

the artist's paintings achieve spiritual transcendencies that transport viewers to other realms.

نقاشی‌های هنرمند به اوج‌های معنوی می‌رسند که مخاطبان را به دنیاهای دیگر منتقل می‌کنند.

the musician's compositions capture profound emotional transcendencies that heal the soul.

سازندگی‌های موسیقی‌دان به اوج‌های عاطفی عمیقی می‌رسد که روح را درمان می‌کند.

ancient rituals often involve moments of transcendence where participants connect with divine energies.

ریتم‌های باستانی اغلب لحظاتی از اوج‌گذاری را شامل می‌شوند که شرکت‌کنندگان با انرژی‌های معبودی ارتباط برقرار می‌کنند.

poets seek artistic transcendencies through language that bridges the finite and infinite.

شاعران به دنبال اوج‌های هنری از طریق زبانی هستند که محدود و نامحدود را به هم متصل می‌کند.

the novel explores mystical transcendencies that challenge our understanding of consciousness.

این رمان به اوج‌های غیبی می‌پردازد که درک ما از آگاهی را چالش می‌گیرد.

through meditation, practitioners experience personal transcendencies that dissolve ego boundaries.

از طریق مدیتیشن، کسانی که این کار را انجام می‌دهند تجربیات اوج‌های شخصی را دارند که مرزهای خود را نابود می‌کنند.

the sculpture embodies aesthetic transcendencies that elevate ordinary materials to sacred objects.

این مجسمه اوج‌های زیبایی‌شناختی را در خود جای داده که مواد معمولی را به اشیاء مقدس تبدیل می‌کند.

scientific breakthroughs sometimes represent intellectual transcendencies that redefine human knowledge.

گاهی کشف‌های علمی نمایانگر اوج‌های ذهنی هستند که دانش انسانی را بازنگاری می‌کنند.

love stories frequently depict romantic transcendencies that transcend temporal limitations.

داستان‌های عشق اغلب اوج‌های عاشقانه‌ای را نشان می‌دهند که محدودیت‌های زمانی را فراتر می‌روند.

the philosophical treatise examines the transcendencies of human consciousness beyond material existence.

این مقاله فلسفی به اوج‌های آگاهی انسانی فراتر از وجود مادی می‌پردازد.

the dancer's movements express profound spiritual transcendencies that unite body and spirit.

حرکات رقصنده اوج‌های معنوی عمیقی را بیان می‌کنند که بدن و روح را با هم متحد می‌کنند.

the temple architecture symbolizes cosmic transcendencies connecting earthly and heavenly realms.

معماری معبد نماد اوج‌های کیهانی است که دنیای زمینی و آسمانی را به هم متصل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید