transformator

[ایالات متحده]/trænsˈfɔːməteɪtə/
[بریتانیا]/trænsˈfɔːrmeɪtər/

ترجمه

n. دستگاهی که انرژی الکتریکی را تبدیل یا تغییر می‌دهد، به خصوص یک ترانسفورماتور یا سنسور؛ شخصی یا شیئی که باعث تغییر می‌شود؛ یک ترانسفورماتور؛ یک تبدیل‌کننده؛ یک دستگاه تغییر/محدود کننده که برای تغییر یا کنترل موقعیت یا وضعیت استفاده می‌شود (مصرف اینترنت)

عبارات و ترکیب‌ها

power transformator

ترانسفورماتور قدرت

step-down transformator

ترانسفورماتور کاهنده

step-up transformator

ترانسفورماتور افزاینده

transformator station

ایستگاه ترانسفورماتور

transformator room

اتاق ترانسفورماتور

transformator oil

روغن ترانسفورماتور

transformator winding

سیم‌پیچی ترانسفورماتور

transformator fault

خرابی ترانسفورماتور

transformators installed

ترانسفورماتورهای نصب شده

transformator replaced

ترانسفورماتور جایگزین شده

جملات نمونه

the technician replaced the faulty transformator during routine maintenance.

تکنسین ترانسفورماتور معیوب را در حین تعمیر و نگهداری روتین تعویض کرد.

we installed a new transformator to stabilize the power supply in the workshop.

ما یک ترانسفورماتور جدید نصب کردیم تا منبع تغذیه را در کارگاه تثبیت کنیم.

the transformator overheated after a sudden power surge.

ترانسفورماتور پس از افزایش ناگهانی ولتاژ بیش از حد گرم شد.

always disconnect the transformator before performing any repairs.

همیشه قبل از انجام هر گونه تعمیرات، ترانسفورماتور را قطع کنید.

the engineer checked the transformator for unusual noise and vibration.

مهندس ترانسفورماتور را برای بررسی صدا و لرزش غیرمعمول بررسی کرد.

our backup system relies on a transformator with high efficiency.

سیستم پشتیبان ما به یک ترانسفورماتور با رانمان بالا متکی است.

the factory ordered a spare transformator to avoid downtime.

کارخانه یک ترانسفورماتور یدکی سفارش داد تا از توقف کار جلوگیری کند.

the transformator is mounted securely inside the control cabinet.

ترانسفورماتور به طور ایمن در داخل کابینت کنترل نصب شده است.

they tested the transformator under full load to confirm performance.

آنها ترانسفورماتور را در حالت بار کامل آزمایش کردند تا عملکرد آن را تأیید کنند.

a certified electrician inspected the transformator for insulation damage.

یک برقکار گواهی شده ترانسفورماتور را برای بررسی آسیب عایق بررسی کرد.

proper cooling extends the service life of the transformator.

خنک‌سازی مناسب عمر سرویس ترانسفورماتور را افزایش می‌دهد.

the supplier delivered the transformator ahead of schedule.

تامین کننده ترانسفورماتور را زودتر از موعد تحویل داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید