transmigration

[ایالات متحده]/ˌtrænzmaɪ'ɡreɪʃən/
[بریتانیا]/ˌtrænsmaɪ'ɡreʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعتقاد به عبور مکرر روح از طریق مجموعه‌ای از زندگی‌ها.

جملات نمونه

11 Kind deeds on objective condition beget Darshan and Benefaction, while they are useful in transmigration, but they are useless in helping people into Nirvana.

۱۱ عمل نیک در شرایط عینی، دارشان و بخشش را به وجود می‌آورند، در حالی که در انتقال جان مفید هستند، اما در کمک به مردم برای رسیدن به نیروانا بی‌فایده هستند.

belief in transmigration of souls

باور به انتقال روح

the concept of transmigration in various religions

مفهوم انتقال در ادیان مختلف

transmigration of the spirit after death

انتقال روح پس از مرگ

explore the idea of transmigration in literature

بررسی ایده انتقال در ادبیات

transmigration of memories in science fiction

انتقال خاطرات در داستان‌های علمی تخیلی

philosophical discussions on transmigration

بحث‌های فلسفی در مورد انتقال

the belief in transmigration across cultures

باور به انتقال در فرهنگ‌های مختلف

transmigration as a theme in art and music

انتقال به عنوان یک مضمون در هنر و موسیقی

the theory of transmigration in ancient texts

تئوری انتقال در متون باستانی

transmigration as a form of rebirth

انتقال به عنوان یک شکل از تولد دوباره

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید