above the transom
بالای دریچه
The boat had a small window above the transom.
قایق دارای یک پنجره کوچک بالای ترانوم بود.
He installed a decorative transom above the door.
او یک ترانوم تزئینی بالای در نصب کرد.
The transom allowed light to filter into the room.
ترانوم اجازه می داد نور به اتاق نفوذ کند.
She admired the intricate design of the transom.
او طراحی پیچیده ترانوم را تحسین کرد.
The transom provided ventilation in the attic.
ترانوم تهویه هوا را در زیر شیرآزی فراهم کرد.
They painted the transom to match the color of the walls.
آنها ترانوم را به رنگ دیوارها رنگ کردند.
The transom above the door was made of stained glass.
ترانوم بالای در از شیشه رنگی ساخته شده بود.
He peeked through the transom to see who was outside.
او از پشت ترانوم نگاه کرد تا ببیند چه کسی بیرون است.
The transom was a beautiful architectural feature of the building.
ترانوم یک ویژگی معماری زیبا برای ساختمان بود.
They replaced the old transom with a new one for better insulation.
آنها ترانوم قدیمی را با یک ترانوم جدید برای عایق بهتر جایگزین کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید