transonic

[ایالات متحده]/trænˈsɒnɪk/
[بریتانیا]/trænˈsɑːnɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به سرعت‌هایی نزدیک به سرعت صوت؛ تقریباً با سرعت صوت

عبارات و ترکیب‌ها

transonic flow

جریان فراصوت

transonic speed

سرعت فراصوت

transonic aircraft

هواپیمای فراصوت

transonic region

منطقه فراصوت

transonic wind

باد فراصوت

transonic regime

حالت فراصوت

transonic test

آزمایش فراصوت

transonic turbulence

آشفتگی فراصوت

transonic conditions

شرایط فراصوت

transonic design

طراحی فراصوت

جملات نمونه

the aircraft was designed to operate in transonic speeds.

هواپیما برای کارکرد در سرعت‌های انتقالی طراحی شده بود.

transonic flow can create unique aerodynamic challenges.

جریان انتقالی می‌تواند چالش‌های آیرودینامیکی منحصربه‌فردی ایجاد کند.

engineers studied transonic effects on the new wing design.

مهندسان اثرات انتقالی را بر روی طراحی جدید بال مطالعه کردند.

transonic wind tunnels are essential for testing aircraft.

تونل‌های باد انتقالی برای آزمایش هواپیما ضروری هستند.

understanding transonic behavior is crucial for supersonic flight.

درک رفتار انتقالی برای پرواز فراصوت بسیار مهم است.

transonic speeds are typically between subsonic and supersonic.

سرعت‌های انتقالی معمولاً بین زیر صوت و فرا صوت هستند.

the transition to transonic speeds can affect stability.

انتقال به سرعت‌های انتقالی می‌تواند بر پایداری تأثیر بگذارد.

researchers are exploring transonic flight for commercial aviation.

محققان در حال بررسی پرواز انتقالی برای هوانوردی تجاری هستند.

transonic conditions require special considerations in design.

شرایط انتقالی نیاز به ملاحظات خاص در طراحی دارد.

the study of transonic aerodynamics is advancing rapidly.

مطالعه آیرودینامیک انتقالی به سرعت در حال پیشرفت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید