subsonic

[ایالات متحده]/ˌsʌbˈsɒn.ɪk/
[بریتانیا]/ˌsʌbˈsɑː.nɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هواپیمایی که با سرعت زیر صوت پرواز می‌کند
adj. کندتر از سرعت صوت؛ مربوط به امواج صوتی با فرکانسی پایین‌تر از دامنه قابل شنیدن

عبارات و ترکیب‌ها

subsonic flight

پرواز فراصوت

subsonic speed

سرعت فراصوت

subsonic waves

امواج فراصوت

subsonic transport

حمل و نقل فراصوت

subsonic technology

فناوری فراصوت

subsonic aircraft

هواپیمای فراصوت

subsonic flow

جریان فراصوت

subsonic region

منطقه فراصوت

subsonic turbulence

آشفتگی فراصوت

subsonic nozzle

نازل فراصوت

جملات نمونه

the aircraft was designed for subsonic flight.

هواپیما برای پرواز زیر صوت طراحی شده بود.

subsonic speeds are crucial for certain types of missions.

سرعت زیر صوت برای انواع خاصی از ماموریت‌ها حیاتی است.

engineers studied subsonic aerodynamics for better performance.

مهندسان برای عملکرد بهتر، آیرودینامیک زیر صوت را مطالعه کردند.

subsonic waves can travel long distances in water.

امواج زیر صوت می‌توانند مسافت‌های طولانی را در آب طی کنند.

the subsonic jet was quieter than its supersonic counterpart.

جت زیر صوت نسبت به همتای فراصوت خود آرام‌تر بود.

subsonic technology is often used in commercial aviation.

فناوری زیر صوت اغلب در صنعت هوانوردی تجاری استفاده می‌شود.

they conducted tests on subsonic wind tunnels.

آنها آزمایش‌هایی را بر روی تونل‌های باد زیر صوت انجام دادند.

subsonic travel is more fuel-efficient than supersonic travel.

سفر با سرعت زیر صوت نسبت به سفر با سرعت فراصوت مقرون به صرفه‌تر است.

the subsonic missile was developed for stealth operations.

موشک زیر صوت برای عملیات پنهان توسعه یافت.

subsonic frequencies can be used for communication in certain environments.

امواج زیر صوت می‌توانند برای برقراری ارتباط در محیط‌های خاص استفاده شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید