transpirations

[ایالات متحده]/ˌtrænspɪˈreɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌtrænspəˈreɪʃənz/

ترجمه

n. فرآیند تبخیر یا انتشار رطوبت؛ فرآیند حرکت آب در یک گیاه و تبخیر آن از بخش‌های هوایی؛ فرار گاز یا مایع از یک سیستم

عبارات و ترکیب‌ها

excessive transpirations

تعرق بیش از حد

transpirations and perspiration

تعرق و عرق‌زدگی

reduce transpirations

کاهش تعرق

transpirations in plants

تعرق در گیاهان

transpirations during exercise

تعرق در هنگام ورزش

monitor transpirations

نظارت بر تعرق

transpirations and hydration

تعرق و هیدراتاسیون

transpirations affect performance

تعرق بر عملکرد تأثیر می‌گذارد

transpirations in humans

تعرق در انسان‌ها

transpirations and temperature

تعرق و دما

جملات نمونه

her transpirations during the workout were impressive.

تعرق او در طول تمرین بسیار چشمگیر بود.

transpirations can help regulate body temperature.

تعرق می‌تواند به تنظیم دمای بدن کمک کند.

the athlete's transpirations indicated a high level of exertion.

تعرق ورزشکار نشان دهنده سطح بالای تلاش بود.

excessive transpirations can lead to dehydration.

تعرق بیش از حد می‌تواند منجر به کم آبی شود.

she wiped her forehead to manage her transpirations.

او پیشانی خود را پاک کرد تا تعرق خود را کنترل کند.

in hot weather, transpirations increase significantly.

در هوای گرم، تعرق به طور قابل توجهی افزایش می‌یابد.

transpirations are a natural response to heat.

تعرق یک پاسخ طبیعی به گرما است.

he noticed his transpirations were more than usual.

او متوجه شد که تعرق او بیشتر از حد معمول است.

understanding transpirations is important for athletes.

درک تعرق برای ورزشکاران مهم است.

transpirations can vary based on individual fitness levels.

تعرق می‌تواند بر اساس سطح آمادگی جسمانی فرد متفاوت باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید