exhalations

[ایالات متحده]/[ˌeks həˈleɪʃənz]/
[بریتانیا]/[ˌeks həˈleɪʃənz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل بازدم؛ خروج هوا از ریه‌ها؛ چیزی که بیرون داده می‌شود؛ یک تپش هوا؛ رهاسازی یا فوران احساس یا احساسات؛ زمین‌شناسی: آزاد شدن گاز از منفذ آتشفشانی.

عبارات و ترکیب‌ها

gentle exhalations

دم‌های ملایم

shallow exhalations

دم‌های کم‌عمق

forced exhalations

دم‌های اجباری

rhythmic exhalations

دم‌های ریتمیک

slow exhalations

دم‌های آهسته

long exhalations

دم‌های طولانی

last exhalations

آخرین دم‌ها

silent exhalations

دم‌های بی‌صدا

warm exhalations

دم‌های گرم

جملات نمونه

the yoga instructor emphasized mindful exhalations.

مربی یوگا بر تنفس‌های آگاهانه تاکید کرد.

we could see their frosty exhalations in the cold air.

ما می‌توانستیم تنفس‌های بخار مانند آن‌ها را در هوای سرد ببینیم.

the patient's shallow exhalations were a cause for concern.

تنفس‌های کم عمق بیمار باعث نگرانی بود.

the scuba diver controlled their exhalations to conserve air.

غواص برای صرفه‌جویی در هوا، تنفس‌های خود را کنترل می‌کرد.

the artist captured the dancer's graceful exhalations.

هنرمند توانست تنفس‌های ظریف رقصنده را به تصویر بکشد.

slow, deep exhalations can help reduce stress.

تنفس‌های عمیق و آهسته می‌توانند به کاهش استرس کمک کنند.

the microphone picked up every slight exhalation.

میکروفون هر گونه تنفس سطحی را ضبط کرد.

analyzing the patient's exhalations revealed a respiratory issue.

تجزیه و تحلیل تنفس‌های بیمار، یک مشکل تنفسی را نشان داد.

the singer controlled their exhalations for a sustained note.

خواننده برای یک نتوی طولانی، تنفس‌های خود را کنترل کرد.

the dog's warm exhalations fogged up the window.

تنفس‌های گرم سگ، شیشه را بخار کرد.

we monitored the climber's exhalations for signs of fatigue.

ما تنفس‌های صخره‌نورد را برای علائم خستگی زیر نظر داشتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید