transplanter

[ایالات متحده]/trænˈsplɑːntə/
[بریتانیا]/trænˈsplænter/

ترجمه

n. شخص یا ماشینی که گیاهان یا محصولات را پیوند می‌زند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

plant transplanter

کاشت‌کننده گیاه

manual transplanter

کاشت‌کننده دستی

automatic transplanter

کاشت‌کننده خودکار

transplanter tool

ابزار کاشت‌کننده

seedling transplanter

کاشت‌کننده نهال

transplanter machine

ماشین کاشت‌کننده

transplanter design

طراحی کاشت‌کننده

transplanter operator

اپراتور کاشت‌کننده

transplanter system

سیستم کاشت‌کننده

transplanter attachment

لوازم جانبی کاشت‌کننده

جملات نمونه

the gardener used a transplanter to move the seedlings.

باغبانی از یک نشاءکار برای جابجایی نهال‌ها استفاده کرد.

using a transplanter can save time in the field.

استفاده از یک نشاءکار می‌تواند در مزرعه در زمان صرفه‌جویی کند.

he learned how to operate a transplanter for his farming project.

او یاد گرفت که چگونه یک نشاءکار را برای پروژه کشاورزی خود کار کند.

the transplanter made it easier to plant rows of vegetables.

نشاءکار کاشتن ردیف‌های سبزیجات را آسان‌تر کرد.

farmers often rely on a transplanter for efficient planting.

کشاورزان اغلب برای کاشتن کارآمد به یک نشاءکار متکی هستند.

she decided to buy a new transplanter for her garden.

او تصمیم گرفت یک نشاءکار جدید برای باغ خود بخرد.

the transplanter is essential for large-scale agriculture.

نشاءکار برای کشاورزی در مقیاس بزرگ ضروری است.

with the transplanter, planting became a much smoother process.

با استفاده از نشاءکار، کاشتن به یک فرآیند بسیار روان‌تر تبدیل شد.

they demonstrated how to use a transplanter at the workshop.

آنها نحوه استفاده از یک نشاءکار را در کارگاه به نمایش گذاشتند.

the latest transplanter models are equipped with advanced technology.

آخرین مدل‌های نشاءکار مجهز به فناوری پیشرفته هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید