uprooter

[ایالات متحده]/ʌpˈruːtə/
[بریتانیا]/ʌpˈrutər/

ترجمه

n. ابزاری یا ماشینی که برای کنده‌کاری گیاهان یا درختان استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

tree uprooter

حذف‌کننده درخت

uprooter tool

ابزار ریشه کنی

uprooter machine

ماشین ریشه کنی

uprooter service

خدمات ریشه کنی

uprooter company

شرکت ریشه کنی

uprooter process

فرآیند ریشه کنی

uprooter operation

عملیات ریشه کنی

uprooter expert

متخصص ریشه کنی

uprooter equipment

تجهیزات ریشه کنی

uprooter technique

تکنیک ریشه کنی

جملات نمونه

the uprooter of the old traditions faced much resistance.

او که ریشه کن‌کننده سنت‌های قدیمی بود، با مقاومت زیادی روبرو شد.

she became the uprooter of unjust practices in the workplace.

او به ریشه کن‌کننده روش‌های ناعادلانه در محیط کار تبدیل شد.

the uprooter of corruption was celebrated in the community.

ریشه کن‌کننده فساد در جامعه مورد تحسین قرار گرفت.

as an uprooter, he aimed to change the educational system.

به عنوان یک ریشه کن‌کننده، او قصد داشت سیستم آموزشی را تغییر دهد.

the uprooter of harmful habits encouraged healthy living.

ریشه کن‌کننده عادت‌های مضر، زندگی سالم را تشویق کرد.

being an uprooter requires courage and determination.

ریشه کن‌کننده بودن نیاز به شجاعت و اراده دارد.

she was known as the uprooter of outdated beliefs.

او به عنوان ریشه کن‌کننده باورهای قدیمی شناخته می‌شد.

the uprooter of inequality fought for social justice.

ریشه کن‌کننده نابرابری برای عدالت اجتماعی مبارزه کرد.

his role as an uprooter brought about significant change.

نقش او به عنوان ریشه کن‌کننده تغییرات قابل توجهی را به ارمغان آورد.

the uprooter of environmental damage advocated for sustainability.

ریشه کن‌کننده آسیب‌های زیست محیطی از پایداری حمایت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید