transvestites

[ایالات متحده]/trænzˈvɛstaɪts/
[بریتانیا]/trænzˈvɛstaɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که لباس‌هایی می‌پوشند که معمولاً با جنس مخالف مرتبط است

عبارات و ترکیب‌ها

transvestites fashion

فشن دگرباشان

transvestites community

جامعه دگرباشان

transvestites culture

فرهنگ دگرباشان

transvestites rights

حقوق دگرباشان

transvestites events

رویدادهای دگرباشان

transvestites support

حمایت از دگرباشان

transvestites identity

هویت دگرباشان

transvestites representation

بازنمایی دگرباشان

transvestites activism

فعالیت‌های دگرباشان

transvestites awareness

آگاهی‌رسانی درباره دگرباشان

جملات نمونه

transvestites often express themselves through fashion.

افراد دوجنس‌گرا اغلب خود را از طریق مد بیان می‌کنند.

many transvestites face societal challenges.

بسیاری از دوجنس‌گراها با چالش‌های اجتماعی روبرو هستند.

transvestites may participate in drag shows.

افراد دوجنس‌گرا ممکن است در مسابقات درگ شرکت کنند.

some people misunderstand the lifestyle of transvestites.

برخی افراد سبک زندگی دوجنس‌گراها را اشتباه متوجه می‌شوند.

transvestites often seek acceptance from their peers.

افراد دوجنس‌گرا اغلب به دنبال پذیرش از همسالان خود هستند.

there are support groups for transvestites in many cities.

در بسیاری از شهرها گروه‌های حمایتی برای دوجنس‌گراها وجود دارد.

transvestites can be found in various entertainment industries.

افراد دوجنس‌گرا را می‌توان در صنایع سرگرمی مختلف یافت.

understanding transvestites can promote inclusivity.

درک دوجنس‌گراها می‌تواند فراگیری را ترویج کند.

transvestites often challenge traditional gender norms.

افراد دوجنس‌گرا اغلب هنجارهای جنسیتی سنتی را به چالش می‌کشند.

some transvestites use their art to raise awareness.

برخی از دوجنس‌گراها از هنر خود برای افزایش آگاهی استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید