cross-dressing

[ایالات متحده]/[krɒs ˈdrɛsɪŋ]/
[بریتانیا]/[krɒs ˈdrɛsɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل پوشیدن لباس جنس مخالف؛ کسی که لباس جنس مخالف را می‌پوشد.
v. پوشیدن لباس جنس مخالف.

عبارات و ترکیب‌ها

cross-dressing performance

Performance پوشیدن لباس دیگر جنسیت

doing cross-dressing

پوشیدن لباس دیگر جنسیت

cross-dressing scene

صحنه پوشیدن لباس دیگر جنسیت

cross-dressing artist

هنرمند پوشیدن لباس دیگر جنسیت

involved in cross-dressing

درگیر پوشیدن لباس دیگر جنسیت

cross-dressing culture

فرهنگ پوشیدن لباس دیگر جنسیت

cross-dressing community

جامعه پوشیدن لباس دیگر جنسیت

cross-dressing identity

هویت پوشیدن لباس دیگر جنسیت

cross-dressing style

سبک پوشیدن لباس دیگر جنسیت

جملات نمونه

he occasionally enjoys cross-dressing for fun and to express himself.

وی گاهی برای سرگرمی و بیان خودش از پوشیدن لباس‌های مخالف جنسیت خود لذت می‌برد.

the play featured a talented actress cross-dressing as a male soldier.

در این نمایش یک بازیگر ماهر با پوشیدن لباس‌های مرد به عنوان یک سرباز حضور داشت.

some people cross-dress to explore their gender identity and presentation.

برخی افراد از پوشیدن لباس‌های مخالف جنسیت خود برای کاوش هویت جنسیتی و نحوه نمایش خودشان استفاده می‌کنند.

the character's cross-dressing added a layer of complexity to the story.

پوشیدن لباس‌های مخالف جنسیت توسط شخصیت، یک لایه پیچیدگی به داستان اضافه کرد.

she's interested in the cultural significance of cross-dressing in theatre.

او به اهمیت فرهنگی پوشیدن لباس‌های مخالف جنسیت در تئاتر علاقه‌مند است.

he was criticized for his controversial decision to cross-dress on stage.

او به دلیل تصمیم مثیت‌آمیزش برای پوشیدن لباس‌های مخالف جنسیت روی صحنه مورد انتقاد قرار گرفت.

the film explored the themes of gender and identity through cross-dressing.

فیلم از طریق پوشیدن لباس‌های مخالف جنسیت، مفاهیم جنسیت و هویت را بررسی کرد.

cross-dressing is a form of self-expression for some individuals.

پوشیدن لباس‌های مخالف جنسیت برای برخی افراد یک شکل از بیان خودشان است.

the comedian used cross-dressing as part of his stand-up routine.

کمدیان از پوشیدن لباس‌های مخالف جنسیت به عنوان بخشی از روتین ایستاده‌اش استفاده کرد.

it's important to respect individuals who choose to cross-dress.

احترام به افرادی که انتخاب پوشیدن لباس‌های مخالف جنسیت را دارند اهمیت دارد.

the historical context of cross-dressing in elizabethan theatre is fascinating.

پس‌زمینه تاریخی پوشیدن لباس‌های مخالف جنسیت در تئاتر عصر الیزابتی جالب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید