treacle

[ایالات متحده]/'triːk(ə)l/
[بریتانیا]/ˈtrikəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکر شربتی؛ لحن بیش از حد شیرین یا احساسی.

عبارات و ترکیب‌ها

sticky treacle pudding

حلوای خامه ای چسبناک

treacle tart

تارت خامه ای

sweet treacle flavor

طعم شیرین خامه ای

جملات نمونه

Blend a little milk with two tablespoons of treacle.

کمی شیر را با دو قاشق غذاخوری شربت مخلوط کنید.

The treacle tart was sweet and sticky.

تارت ترافل شیرین و چسبناک بود.

She stirred the treacle into the mixture.

او ترافل را به مخلوط اضافه کرد.

The recipe called for treacle as a key ingredient.

دستور العمل از ترافل به عنوان یک ماده اصلی استفاده کرد.

Treacle is often used in British desserts.

ترافل اغلب در دسرهای بریتانیایی استفاده می شود.

The treacle oozed slowly down the sides of the cake.

ترافل به آرامی از کناره های کیک سرازیر شد.

She spread treacle on her toast for breakfast.

او برای صبحانه ترافل روی نان تست خود مالید.

The treacle added a rich flavor to the dish.

ترافل طعم غنی ای به غذا اضافه کرد.

Treacle is a common ingredient in traditional English puddings.

ترافل یک ماده رایج در پودینگ های سنتی انگلیسی است.

The treacle hardened as it cooled.

ترافل با سرد شدن سفت شد.

He poured treacle over the pancakes.

او ترافل را روی پنکیک ها ریخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید