treads softly
به آرامی قدم میگذارد
treads carefully
با دقت قدم میگذارد
treads lightly
به راحتی قدم میگذارد
treads water
روی آب قدم میگذارد
treads on toes
روی انگشتان پا قدم میگذارد
treads a path
در مسیر قدم میگذارد
treads the boards
روی صحنه قدم میگذارد
treads the line
خط را دنبال میکند
treads the earth
روی زمین قدم میگذارد
treads with care
با احتیاط قدم میگذارد
she treads carefully on the icy path.
او با احتیاط روی مسیر یخی قدم میگذارد.
he treads the boards as a professional actor.
او به عنوان یک بازیگر حرفهای روی صحنه قدم میگذارد.
the cat treads softly to avoid waking anyone.
گربه به آرامی قدم میگذارد تا کسی را از خواب بیدار نکند.
she treads in her father's footsteps.
او طبق روش پدرش عمل میکند.
he treads a fine line between honesty and tact.
او یک خط ظریف بین صداقت و ذوقگفتن را طی میکند.
the explorer treads unknown territory.
کاوشگر وارد قلمروهای ناشناخته میشود.
she treads lightly on sensitive topics.
او به آرامی در مورد موضوعات حساس صحبت میکند.
he treads water until help arrives.
او تا رسیدن کمک درجا میزند.
the dancer treads gracefully across the stage.
رقصنده به طور ظریف روی صحنه قدم میگذارد.
she treads the path of self-discovery.
او مسیر کشف خود را طی میکند.
treads softly
به آرامی قدم میگذارد
treads carefully
با دقت قدم میگذارد
treads lightly
به راحتی قدم میگذارد
treads water
روی آب قدم میگذارد
treads on toes
روی انگشتان پا قدم میگذارد
treads a path
در مسیر قدم میگذارد
treads the boards
روی صحنه قدم میگذارد
treads the line
خط را دنبال میکند
treads the earth
روی زمین قدم میگذارد
treads with care
با احتیاط قدم میگذارد
she treads carefully on the icy path.
او با احتیاط روی مسیر یخی قدم میگذارد.
he treads the boards as a professional actor.
او به عنوان یک بازیگر حرفهای روی صحنه قدم میگذارد.
the cat treads softly to avoid waking anyone.
گربه به آرامی قدم میگذارد تا کسی را از خواب بیدار نکند.
she treads in her father's footsteps.
او طبق روش پدرش عمل میکند.
he treads a fine line between honesty and tact.
او یک خط ظریف بین صداقت و ذوقگفتن را طی میکند.
the explorer treads unknown territory.
کاوشگر وارد قلمروهای ناشناخته میشود.
she treads lightly on sensitive topics.
او به آرامی در مورد موضوعات حساس صحبت میکند.
he treads water until help arrives.
او تا رسیدن کمک درجا میزند.
the dancer treads gracefully across the stage.
رقصنده به طور ظریف روی صحنه قدم میگذارد.
she treads the path of self-discovery.
او مسیر کشف خود را طی میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید