yellowfin trevally
ماهی تن زرد
giant trevally
ماهی تن غولپیکر
trevally fishing
ماهیگیری تن
trevally species
گونههای تن
trevally catch
گرفتن تن
trevally fillet
فیله تن
trevally recipe
دستور غذای تن
trevally market
بازار تن
trevally habitat
زیستگاه تن
trevally behavior
رفتار تن
the chef prepared a delicious dish with trevally.
سرآشپز یک غذای خوشمزه با سَمور (ماهی) تهیه کرد.
we went fishing for trevally in the ocean.
ما برای صید سَمور در اقیانوس رفتیم.
trevally is known for its firm texture and rich flavor.
سَمور به دلیل بافت سفت و طعم غنی آن شناخته شده است.
she caught a large trevally during her vacation.
او در طول تعطیلات خود یک سَمور بزرگ صید کرد.
trevally can be grilled, baked, or fried.
میتوان سَمور را گریل کرد، پخت یا سرخ کرد.
many people enjoy eating trevally sushi.
بسیاری از مردم از خوردن سوشی سَمور لذت میبرند.
trevally is often found in tropical waters.
سَمور اغلب در آبهای استوایی یافت میشود.
they served a fresh trevally salad at the restaurant.
آنها سالاد سَمور تازه در رستوران سرو کردند.
trevally fishing requires patience and skill.
صید سَمور به صبر و مهارت نیاز دارد.
he learned how to fillet a trevally properly.
او یاد گرفت که چگونه سَمور را به درستی تکه تکه کند.
yellowfin trevally
ماهی تن زرد
giant trevally
ماهی تن غولپیکر
trevally fishing
ماهیگیری تن
trevally species
گونههای تن
trevally catch
گرفتن تن
trevally fillet
فیله تن
trevally recipe
دستور غذای تن
trevally market
بازار تن
trevally habitat
زیستگاه تن
trevally behavior
رفتار تن
the chef prepared a delicious dish with trevally.
سرآشپز یک غذای خوشمزه با سَمور (ماهی) تهیه کرد.
we went fishing for trevally in the ocean.
ما برای صید سَمور در اقیانوس رفتیم.
trevally is known for its firm texture and rich flavor.
سَمور به دلیل بافت سفت و طعم غنی آن شناخته شده است.
she caught a large trevally during her vacation.
او در طول تعطیلات خود یک سَمور بزرگ صید کرد.
trevally can be grilled, baked, or fried.
میتوان سَمور را گریل کرد، پخت یا سرخ کرد.
many people enjoy eating trevally sushi.
بسیاری از مردم از خوردن سوشی سَمور لذت میبرند.
trevally is often found in tropical waters.
سَمور اغلب در آبهای استوایی یافت میشود.
they served a fresh trevally salad at the restaurant.
آنها سالاد سَمور تازه در رستوران سرو کردند.
trevally fishing requires patience and skill.
صید سَمور به صبر و مهارت نیاز دارد.
he learned how to fillet a trevally properly.
او یاد گرفت که چگونه سَمور را به درستی تکه تکه کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید