triallist selection
انتخاب داوطلبان
triallist criteria
معیارهای داوطلبان
triallist feedback
بازخورد داوطلبان
triallist assessment
ارزیابی داوطلبان
triallist recruitment
جذب داوطلبان
triallist experience
تجربه داوطلبان
triallist data
اطلاعات داوطلبان
triallist enrollment
ثبت نام داوطلبان
triallist program
برنامه داوطلبان
triallist survey
نظرسنجی داوطلبان
the triallist performed exceptionally well during the competition.
شرکتکننده در طول مسابقه به طور استثنایی خوب عمل کرد.
as a triallist, she had to follow strict guidelines.
به عنوان یک شرکتکننده، او باید دستورالعملهای سختگیرانه را دنبال میکرد.
the triallist's feedback was crucial for the product development.
بازخورد شرکتکننده برای توسعه محصول بسیار مهم بود.
many triallists volunteered for the new drug study.
بسیاری از شرکتکنندگان برای مطالعه جدید دارو داوطلب شدند.
the triallist received training before the experiment began.
شرکتکننده قبل از شروع آزمایش آموزش دید.
being a triallist requires attention to detail.
شرکتکننده بودن نیاز به توجه به جزئیات دارد.
the triallist documented all the results meticulously.
شرکتکننده تمام نتایج را با دقت ثبت کرد.
each triallist had to sign a consent form.
هر شرکتکننده باید یک فرم رضایتنامه امضا میکرد.
the triallist's role is vital in clinical research.
نقش شرکتکننده در تحقیقات بالینی بسیار حیاتی است.
after the trial, the triallist shared their experiences.
پس از آزمایش، شرکتکننده تجربیات خود را به اشتراک گذاشت.
triallist selection
انتخاب داوطلبان
triallist criteria
معیارهای داوطلبان
triallist feedback
بازخورد داوطلبان
triallist assessment
ارزیابی داوطلبان
triallist recruitment
جذب داوطلبان
triallist experience
تجربه داوطلبان
triallist data
اطلاعات داوطلبان
triallist enrollment
ثبت نام داوطلبان
triallist program
برنامه داوطلبان
triallist survey
نظرسنجی داوطلبان
the triallist performed exceptionally well during the competition.
شرکتکننده در طول مسابقه به طور استثنایی خوب عمل کرد.
as a triallist, she had to follow strict guidelines.
به عنوان یک شرکتکننده، او باید دستورالعملهای سختگیرانه را دنبال میکرد.
the triallist's feedback was crucial for the product development.
بازخورد شرکتکننده برای توسعه محصول بسیار مهم بود.
many triallists volunteered for the new drug study.
بسیاری از شرکتکنندگان برای مطالعه جدید دارو داوطلب شدند.
the triallist received training before the experiment began.
شرکتکننده قبل از شروع آزمایش آموزش دید.
being a triallist requires attention to detail.
شرکتکننده بودن نیاز به توجه به جزئیات دارد.
the triallist documented all the results meticulously.
شرکتکننده تمام نتایج را با دقت ثبت کرد.
each triallist had to sign a consent form.
هر شرکتکننده باید یک فرم رضایتنامه امضا میکرد.
the triallist's role is vital in clinical research.
نقش شرکتکننده در تحقیقات بالینی بسیار حیاتی است.
after the trial, the triallist shared their experiences.
پس از آزمایش، شرکتکننده تجربیات خود را به اشتراک گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید