triallists

[ایالات متحده]/ˈtraɪəlɪst/
[بریتانیا]/ˈtraɪəlɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که در یک آزمایش شرکت می‌کند، به ویژه در زمینه بالینی یا رقابتی؛ فردی که در یک آزمایش یا روند قانونی درگیر است؛ حامی نظریه اتحاد سه‌گانه

عبارات و ترکیب‌ها

triallist selection

انتخاب داوطلبان

triallist criteria

معیارهای داوطلبان

triallist feedback

بازخورد داوطلبان

triallist assessment

ارزیابی داوطلبان

triallist recruitment

جذب داوطلبان

triallist experience

تجربه داوطلبان

triallist data

اطلاعات داوطلبان

triallist enrollment

ثبت نام داوطلبان

triallist program

برنامه داوطلبان

triallist survey

نظرسنجی داوطلبان

جملات نمونه

the triallist performed exceptionally well during the competition.

شرکت‌کننده در طول مسابقه به طور استثنایی خوب عمل کرد.

as a triallist, she had to follow strict guidelines.

به عنوان یک شرکت‌کننده، او باید دستورالعمل‌های سختگیرانه را دنبال می‌کرد.

the triallist's feedback was crucial for the product development.

بازخورد شرکت‌کننده برای توسعه محصول بسیار مهم بود.

many triallists volunteered for the new drug study.

بسیاری از شرکت‌کنندگان برای مطالعه جدید دارو داوطلب شدند.

the triallist received training before the experiment began.

شرکت‌کننده قبل از شروع آزمایش آموزش دید.

being a triallist requires attention to detail.

شرکت‌کننده بودن نیاز به توجه به جزئیات دارد.

the triallist documented all the results meticulously.

شرکت‌کننده تمام نتایج را با دقت ثبت کرد.

each triallist had to sign a consent form.

هر شرکت‌کننده باید یک فرم رضایتنامه امضا می‌کرد.

the triallist's role is vital in clinical research.

نقش شرکت‌کننده در تحقیقات بالینی بسیار حیاتی است.

after the trial, the triallist shared their experiences.

پس از آزمایش، شرکت‌کننده تجربیات خود را به اشتراک گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید