triathlete

[ایالات متحده]/traɪˈæθliːt/
[بریتانیا]/traɪˈæθliːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ورزشکار که در یک تریاتلون رقابت می‌کند
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

elite triathlete

تراکت‌شناس حرفه‌ای

professional triathlete

تراکت‌شناس حرفه‌ای

amateur triathlete

تراکت‌شناس آماتور

female triathlete

تراکت‌شناس زن

male triathlete

تراکت‌شناس مرد

junior triathlete

تراکت‌شناس جوان

experienced triathlete

تراکت‌شناس با تجربه

aspiring triathlete

تراکت‌شناس مشتاق

dedicated triathlete

تراکت‌شناس متعهد

competitive triathlete

تراکت‌شناس رقابتی

جملات نمونه

the triathlete trained every day to improve their performance.

تراکم‌دو ورزشکار هر روز برای بهبود عملکرد خود تمرین می‌کرد.

becoming a triathlete requires dedication and discipline.

تبدیل شدن به یک تراکم‌دو نیازمند تعهد و انضباط است.

the triathlete participated in several competitions this year.

تراکم‌دو در چندین مسابقه امسال شرکت کرد.

nutrition is crucial for a triathlete's success.

تغذیه برای موفقیت یک تراکم‌دو بسیار مهم است.

many triathletes focus on improving their swimming technique.

بسیاری از تراکم‌دوها بر بهبود تکنیک شنای خود تمرکز می‌کنند.

the triathlete set a new personal record in the marathon segment.

تراکم‌دو رکورد شخصی جدیدی در بخش مارات ثبت کرد.

each triathlete has their own unique training regimen.

هر تراکم‌دو رژیم تمرینی منحصر به فرد خود را دارد.

the triathlete overcame many challenges during the race.

تراکم‌دو بر بسیاری از چالش‌ها در طول مسابقه غلبه کرد.

coaching can significantly benefit a triathlete's performance.

مربیگری می‌تواند به طور قابل توجهی به عملکرد یک تراکم‌دو کمک کند.

injury prevention is important for every triathlete.

پیشگیری از آسیب برای هر تراکم‌دو مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید