tribbles

[ایالات متحده]/ˈtrɪb.əl/
[بریتانیا]/ˈtrɪb.əl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قفسه خشک‌کن برای کاغذ; قفسه برای خشک کردن کاغذ

عبارات و ترکیب‌ها

tribble trouble

مشکل تریبول

tribble population

جمعیت تریبول

tribble breeding

تولید مثل تریبول

tribble infestation

آفت تریبول

tribble chaos

هرج و مرج تریبول

tribble crisis

بحران تریبول

tribble species

گونه تریبول

tribble attack

حمله تریبول

tribble experiment

آزمایش تریبول

tribble dilemma

معضل تریبول

جملات نمونه

my friend has a pet tribble.

دوست من یک حیوان خانگی تریبل دارد.

tribble populations can grow rapidly.

جمعیت تریبل‌ها می‌تواند به سرعت رشد کند.

she loves to collect tribble toys.

او عاشق جمع‌آوری اسباب‌بازی‌های تریبل است.

in the show, tribbles are known for their cuteness.

در نمایش، تریبل‌ها به دلیل داشتن چهره‌ی زیبا مشهور هستند.

tribble fur is incredibly soft.

موهای تریبل فوق العاده نرم هستند.

he joked about having a tribble infestation.

او درباره‌ی داشتن یک آفت‌کشی تریبل شوخی کرد.

tribble sounds are quite amusing.

صدای تریبل‌ها بسیار خنده‌دار است.

they featured tribbles in a popular episode.

تریبل‌ها در یک قسمت محبوب از نمایش حضور داشتند.

tribble care requires special attention.

مراقبت از تریبل‌ها نیاز به توجه ویژه دارد.

he drew a picture of a playful tribble.

او تصویری از یک تریبل بازیگوش کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید