contributing factors
عوامل موثرگذار
contributing writer
نویسنده مشارکتکننده
contributing editor
ویراستار مشارکتکننده
contributing member
عضو مشارکتکننده
contributing artist
هنرمند مشارکتکننده
contributing author
نویسنده مشارکتکننده
contributing role
نقش مشارکتکننده
contributing organization
سازمان مشارکتکننده
contributing source
منبع مشارکتکننده
contributing team
تیم مشارکتکننده
they are tributing their success to hard work.
آنها موفقیت خود را به تلاش سخت نسبت میدهند.
the artist is tributing his latest work to his late father.
هنرمند اثر جدید خود را به پدر مرحومش تقدیم میکند.
she is tributing her achievements to her supportive family.
او دستاوردهای خود را به خانوادهاش که از او حمایت کردهاند، نسبت میدهد.
the festival was tributing local heroes of the community.
جشنواره قهرمانان محلی جامعه را گرامی میداشت.
he is tributing his book to those who inspired him.
او کتاب خود را به کسانی که الهامبخش او بودند، تقدیم میکند.
the documentary is tributing the lives of frontline workers.
فیلم مستند به زندگی کادر درمان و خط مقدم ادای احترام میکند.
they are tributing their performance to the victims of the tragedy.
آنها اجرای خود را به یاد قربانیان فاجعه تقدیم میکنند.
the concert is tributing classic rock legends.
اجرا به بزرگان راک کلاسیک ادای احترام میکند.
she is tributing her success to her mentor's guidance.
او موفقیت خود را به راهنمایی مربیاش نسبت میدهد.
the team is tributing their victory to the fans' support.
تیم پیروزی خود را به حمایت هواداران نسبت میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید