tributing

[ایالات متحده]/ˈtrɪb.jʊ.tɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtrɪb.ju.t̬ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تقدیر و احترام

عبارات و ترکیب‌ها

contributing factors

عوامل موثرگذار

contributing writer

نویسنده مشارکت‌کننده

contributing editor

ویراستار مشارکت‌کننده

contributing member

عضو مشارکت‌کننده

contributing artist

هنرمند مشارکت‌کننده

contributing author

نویسنده مشارکت‌کننده

contributing role

نقش مشارکت‌کننده

contributing organization

سازمان مشارکت‌کننده

contributing source

منبع مشارکت‌کننده

contributing team

تیم مشارکت‌کننده

جملات نمونه

they are tributing their success to hard work.

آنها موفقیت خود را به تلاش سخت نسبت می‌دهند.

the artist is tributing his latest work to his late father.

هنرمند اثر جدید خود را به پدر مرحومش تقدیم می‌کند.

she is tributing her achievements to her supportive family.

او دستاوردهای خود را به خانواده‌اش که از او حمایت کرده‌اند، نسبت می‌دهد.

the festival was tributing local heroes of the community.

جشنواره قهرمانان محلی جامعه را گرامی می‌داشت.

he is tributing his book to those who inspired him.

او کتاب خود را به کسانی که الهام‌بخش او بودند، تقدیم می‌کند.

the documentary is tributing the lives of frontline workers.

فیلم مستند به زندگی کادر درمان و خط مقدم ادای احترام می‌کند.

they are tributing their performance to the victims of the tragedy.

آنها اجرای خود را به یاد قربانیان فاجعه تقدیم می‌کنند.

the concert is tributing classic rock legends.

اجرا به بزرگان راک کلاسیک ادای احترام می‌کند.

she is tributing her success to her mentor's guidance.

او موفقیت خود را به راهنمایی مربی‌اش نسبت می‌دهد.

the team is tributing their victory to the fans' support.

تیم پیروزی خود را به حمایت هواداران نسبت می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید